-
ذهنم پر از تو... خالی از دیگران!
سهشنبه 11 تیرماه سال 1392 14:06
تنهایی یعنی : ذهنم پر از تو... خالی از دیگران! اما کنارم خالی از تو و پر از دیگران!!!
-
بهم گیر نده! حوصله ندارم...
سهشنبه 11 تیرماه سال 1392 14:04
یه وقتایی هست که جواب همه نگرانی ها و دلتنگی هایت میشه یک جمله که می کوبن تو صورتت... بهم گیر نده! حوصله ندارم....
-
چه راحت است حرف زدن!!
سهشنبه 11 تیرماه سال 1392 14:02
شاید بعضی وقت ها... باید در اوج دلتنگی، دل کند! ولی... بگذریم... چه راحت است حرف زدن!
-
دلم می خواست...
سهشنبه 11 تیرماه سال 1392 13:58
دلم می خواست می شد با نگاهت قهر می کردم...
-
لهجه ات...
سهشنبه 11 تیرماه سال 1392 13:56
لهجه ات نه شمالی است نه جنوبی... اما حرف که می زنی... باد از شمال می وزد و پرندگان از جنوب بازمی گردند!
-
چه دردی دارد... از خودی خوردن...!
سهشنبه 11 تیرماه سال 1392 13:54
به ما نیومدی... گفتی به تو نمی خوریم... لااقل به خودت بیا! یک بار به خودت بخور!! تا بفهمی چه دردی دارد... از خودی خوردن...!
-
رسم روزگار است دیگر!
سهشنبه 11 تیرماه سال 1392 13:48
رسم روزگار است دیگر! از یک دست تقدیم می کند و از دست دیگر به زور از چنگت بیرون می کشد...
-
لبه ی آخر دنیا...
سهشنبه 11 تیرماه سال 1392 13:46
ترس من از نبودن ابدی ات دنیا را به آخر رسانده! و تو چه می دانی چه حالی دارد ایستادن روی لبه ی آخر دنیا؟!
-
زندگی بازی گرفتن دیگران نیست!!!
سهشنبه 11 تیرماه سال 1392 13:43
زندگی بازی گرفتن دیگران نیست که روزی عاشقش باشی و روزی قاتلش...
-
خودم پراندمت وقتی در شعرهایم بالت دادم...
شنبه 8 تیرماه سال 1392 19:35
خودم پراندمت وقتی در شعرهایم بالت دادم... حالا رنگ آسمان های دیگر را به رخم می کشی...؟!
-
علامت سوال...
شنبه 8 تیرماه سال 1392 19:32
بزرگترین علامت سوال مغزم اینه... اس ام اس های عاشقانه ای که مخاطب خاصم واسم می فرستاد رو از کی می گرفت...؟؟؟
-
مرا خوب نگاه کنید!
شنبه 8 تیرماه سال 1392 19:25
من تمام رخ یک حس شکست خورده ام... مرا خوب نگاه کنید! تاریک... سرد... بازنده... اما هنوز زنده!
-
ببخشید!!
شنبه 8 تیرماه سال 1392 19:23
مرا که هیچ مقصدی به نامم و هیچ چشمی در انتظارم نیست را ببخشید! که با بودنم ترافیک کرده ام!!
-
سری به من بزن...
شنبه 8 تیرماه سال 1392 19:21
در مشغله ها و کارهای زیادم خیلی چیزها فراموش می شوند! اما برای تو بیکار بیکارم!! سری به من بزن...
-
دنبال مخاطب خاص نوشته هایم نباشید!
شنبه 8 تیرماه سال 1392 19:19
دنبال مخاطب خاص نوشته هایم نباشید! ارزش خاص بودن را نداشت...
-
احتیاط!
شنبه 8 تیرماه سال 1392 19:16
احتیاط! در این شهر لاکردار... تمام کوچه باغ های عاشقی... به توبان های تنهایی وصل می شوند...!
-
مردان شهرمان بی غیرتند...
جمعه 7 تیرماه سال 1392 18:34
مردان شهرمان بی غیرتند... ناموسشان در دل نامحرمان می نشینند...
-
توی این دنیا...
جمعه 7 تیرماه سال 1392 18:33
توی این دنیا من فقط تو را می خواستم ولی تو هزاران نفر را...
-
اینجا ایران است!
جمعه 7 تیرماه سال 1392 18:31
اینجا ایران است! جایی که باید برای داشتن معشوقه ات اول باید تنت را لمس کنند...
-
چه رسم تلخی است!
جمعه 7 تیرماه سال 1392 18:29
چه رسم تلخی است! تو بی خبر از من و تمام من درگیر تو!!!
-
هر که یافت...
جمعه 7 تیرماه سال 1392 18:27
جا گذاشته ام دلی... هر که یافت... مژدگانی اش تمام زندگی ام!
-
می روم تا آنان که تواناترند تو را به پوچ بودنت برسانند...
جمعه 7 تیرماه سال 1392 18:26
من را ببخش که ساده بودنم دلت را زد... من را ببخش که عشق ورزیدنم چشمانت را بست... می روم تا آنان که تواناترند تو را به پوچ بودنت برسانند...
-
او ماه را دوست دارد...
جمعه 7 تیرماه سال 1392 18:23
او ماه را دوست دارد... من ماه هاست او را...
-
روزگار عجیبی است...
جمعه 7 تیرماه سال 1392 18:20
روزگار عجیبی است... من به تو معتاد شده ام و تو سعی در ترک من داری...
-
دلم به حال ما می سوزد...
جمعه 7 تیرماه سال 1392 18:17
دلم به حال ما می سوزد... که من و تو... خیلی وقت است تنهایش گذاشته ایم...
-
دیگر از میم مالکیت استفاده نمی کنم...
سهشنبه 4 تیرماه سال 1392 09:50
دیگر از میم مالکیت استفاده نمی کنم... شب بخیر... نفسش!
-
گریه!
سهشنبه 4 تیرماه سال 1392 09:48
گریه! کار کمی است برای توصیف نداشتنت... دارم به رفتار پرشکوهی شبیه مرگ فکر می کنم!!
-
انگار جمعه به دنیا آمده ام!
سهشنبه 4 تیرماه سال 1392 09:46
انگار جمعه به دنیا آمده ام! دل به هرچه می بندم؛ تعطیل است!!!
-
به آینده بگویید نیاید؛
سهشنبه 4 تیرماه سال 1392 09:44
به آینده بگویید نیاید؛ حال من؛ آینده ای که در گذشته انتظار داشتم نیست!!!
-
برنگردی ها!
سهشنبه 4 تیرماه سال 1392 09:42
برنگردی ها! نمی خواهمت!! نترس, دلم تنگ نمی شود. دورتر برو... من اینجا برایت حرف می زنم تا حرفمان نشود و واهمه ی نداشتنت حواسم را پرت نکند...