من هر وقت تصمیم می گیرم تو را فراموش کنم, صبر می آید!
چقدر دوست دارم این عطسه های پاییزی را!!!

کجایی؟؟؟!!
تو که نیستی همه می خواهند جای تو را پر کنند!
بیا...
به همه بگو, تو تکرار شدنی نیستی...
جای او جز با خودت پر نمی شود.....

راه که می روم مدام برمی گردم پشت سرم را نگاه می کنم.
دیوانه نیستم!
خنجر از پشت خورده ام...
تنها که باشی گودی کمرت, قالب دست های هیچ کسی نیست...
خودت را در آغوش بگیر, آسوده و بی منت!!!

حرفش را ساده گفت: من لایق تو نیستم اما نمی دانم خواست لیاقتم را به من یاداوری کند یا خیانت خودش را توجیح؟!
