ناجی زندگی؛ارمند

ناجی زندگی؛ارمند

Armand the life saver
ناجی زندگی؛ارمند

ناجی زندگی؛ارمند

Armand the life saver

گردنبند!!!!!

کاش پلاک گردنت بودم تا هنگام دویدنت به ضربان قلبت بوسه می زدم... 

 

اتفاقات باورنکردنی!!!!

اصلا یک اتفاقی می افتد باورنکردنی! 

مثلا زلزله همه شهر را در خود دفن می کند و فقط یک نوزاد زنده می ماند!! 

یا مثلا تو عبور کردی از دلبستگی و علاقه من! 

و هنووووووووووز نبضم می زند!!!!! 

 

غم دوری!

دوباره ساعت ها را, به عقب کشیدند و من امشب مجبورم, 60 سال بیشتر دوری ات را تحمل کنم!!! 

 

سخت نگیر...

غیر قابل پیش بینی باش! 

من هر چه را در زندگی ام پیش بینی کردم, برعکس از آب درآمد!!! 

 

دیوانه!

به جهنم که پیر می شوی دیوانه! 

چروک زیر چشمانت همان قدر زیباست که چین روی دامنت... 

 

متصدی آرزوها...

شیرینم تقصیر تو نیست... 

حتما اشتباه از متصدی آرزوها بوده که تو نصیب دیگری شدی...! 

  

دست خالی...

این گونه قبول نیست! 

چشمانت را زمین بگذار... 

بیا دست خالی بجنگیم!!! 

 

طمع گرگ!

من گرگ صفت, قبول! 

اما تمام سلام های من تنها به طمع داشتنت بود... 

 

نیمه گمشده ی من!

مشتی از خاک برمی دارم... 

شاید این همان نیمه ی گمشده ی من باشد که خدا یادش رفته خلقش کند... 

 

دل نرم تر!

دهانش کف کرد دریا از بس در گوش صخره ها خواند: دل نرم تر باشید!