ناجی زندگی؛ارمند

ناجی زندگی؛ارمند

Armand the life saver
ناجی زندگی؛ارمند

ناجی زندگی؛ارمند

Armand the life saver

شما؟عزیز دل!شما...

ابتدا شما بودم! 

بعد... 

عزیز دلت شدم!!! 

و امروز دوباره شما شده ام!  

درست مثل وقتی که خواب می بینی و صبح باز می گردی سر جای اولت!!!   

 

 

  

  

 

 

 

 

 

کاش....................

کاش نجابتم را بهانه ی رفتنت نمی کردی! 

تا با دیدن هر زن هرزه ای به خودم نگویم... 

اگر مثل این بودی او نمی رفت...! 

 

 

 

انسان ها...بال...فرشته!

انسان ها از ابتدا بال داشتند! 

باران بارید و زمستان شد... 

و آن ها از ترس خیس شدن در غارهای بی روزنه ماندند که... 

بال هایشان خشک شد و افتاد!!! 

 

 

 

کشور من!!

در کشور من مردم با نفرت بیشتری به صحنه بوسیدن دو عاشق نگاه می کنند تا اعدام! 

زیستن با این مردمان دردناک است...!!!! 

 

 

 

 

ثبت احوال...

شناسنامه و شماره ملی مرا در میهنم به رسمیت می شمارد! 

دوستم بدار... 

می خواهم نامم در قلبت؛در سرزمین واقعی ام ثبت شود!!!!! 

 

 

دست من!پاهای او...

خدایا! 

دستانی را در دستانم قرار ده که پاهایش با دیگری همراه نباشد... 

آمین!!! 

 

 

 

 

مرد فاحشه...زن باکره...

عجب روزگاریست... 

مردی که هر شب با زنی بخوابد باکره است! 

اما دختری که آرزوی یک شب را با معشوقه خویش سر کند... 

فاحشه است!!! 

 

 

 

می ترسم دیر شود...خیلی دیر!!!

ترسم آن روز بیایی که نباشد جسدم! 

کوزه گر کوزه بسازد ز خاک جسدم... 

لب آن کوزه بسازد ز خاک لب من... 

بی خبر لب بگذاری به لبان جسدم........!!! 

 

 

پایت را...بردار!!

تو بردی! 

همه هورا کشیدند... 

حالا پایت را از روی خرده های دلم بردار!!! 

 

 

به پایت...سوختم!

قدر پاهایت را بدان!!! 

من به پای تو... 

چه شب و روزها که نسوختم......!!!