ناجی زندگی؛ارمند

ناجی زندگی؛ارمند

Armand the life saver
ناجی زندگی؛ارمند

ناجی زندگی؛ارمند

Armand the life saver

سیب..............

اگر نیوتون جاذبه را درست می فهمید... 

معشوقه اش در دفتر خاطراتش نمی نوشت:اشک های من هم به زمین می ریخت... 

اما تو سیب را ترجیح دادی! 

 

 

 

 

سیگارفروش!

سیگارفروش گوشه ی خیابان هم فهمید؛ 

و تو هنوز نمی دانی! 

این منم که دارم دود می شوم... 

سیگار بهانه است... 

 

 

 

ماندن...رفتن...

از ماندن که چیزی نمی دانی... 

لا اقل درست رفتن را یاد بگیر...! 

 

 

 

نبودنت...

قوانین علم را بر هم زده ای! 

نبودنت وزن دارد! 

تهی... 

اما... 

سنگین!!! 

 

 

 

از کجا... به کجا...

مهم نیست از کجا آمده ای و  به کجا می روی... 

تو را ... 

به هر جهت دوست دارم!!! 

 

 

 

 

ترحم

بگذار آغوشم برای همیشه یخ بزند! 

نمیخواهم کسی شال گردن اضافی اش را دور گردن احساساتم بندازد!!! 

 

 

 

 

نگاهت سرد شده ...همانند حرف هایم!

گفتی حرف هایت سنگین شده ؛ 

آرام...کوتاه...و نافذ! 

...ومن سکوت کردم تا تو حتی شک نکنی که ... 

شاید از نگاه تو آموخته بودند!!! 

 

 

 

 

بغض...

خندیدن خوب است!    

قهقهه عالی است !! 

گریستن آدم را آرام میکند... 

اما لعنت بر بغض...!!! 

 

 

 

نیاز!

روزهایی که به تو نیاز دارم مصادف شده با روزهایی که از من دوری...!!! 

 

 

 

 

دفتر خاطرات...

آن لحظه که فکرش را نمی کنی... 

کسی... 

همین نزدیکی خاطره خوبی هایت را ورق می زند...!!!