صدای خنده ی خدا را می شنوی؟
دعا هایت را شنیده به آنچه محال می پنداری می خندد...

قحطی دوستی می آید!
۷ سال نه؛۷۰۰ سال!
در سیلوی قلبم ذخیره و پنهانت می کنم...
بگو کنعانیان منتظر نباشد!!!
تقسیم شدنی نیستی...
حتی اگر یعقوب بیاید...

اینجا همه خوبند *خیالت راحت* !
من مانده ام و یکی دو تا همصحبتی این گوشه نشسته ایم و دلتنگ تو ایم :من...عشق...خدا...عقربه های ساعت!

کاش نامت را با خط بریل می نوشتند!
صدا کردنت کافی نیست...
شکوه اسم تو را باید لمس کرد!!!

گفتی یک قدم مانده بود تا مثل اشک از چشمت بیفتم!
عزیز من...
فرق بغض تا گریه از زمین تا آسمان است!!!
