ناجی زندگی؛ارمند

ناجی زندگی؛ارمند

Armand the life saver
ناجی زندگی؛ارمند

ناجی زندگی؛ارمند

Armand the life saver

من و تو یک روح...اما در دو بدن!!!

آنقدر با تو یکی شدم که وقتی نیستی.... 

دنبال خودم می گردم!!! 

 

 

 

 

 

تو همه ی منی..........همه ام!!!!

ز همه دست کشیدم که تو باشی همه ام! 

 

با تو بودن ز همه دست کشیدن دارد............. 

 

 

 

 

 

در آغوشت می کشم...ببین تیر می کشم!

سرت را میان سینه ام بگذار... 

گوش کن! 

تاپ تاپ سقوطم را...! 

دچار نوستالژی دردناکی شده ام این روزها... 

تیر می کشم!!! 

 

 

 

تلنگری برای شکستن!!

گاهی آنقدر از گریه پری که دیگر گریه جوابت نمی دهد! 

آن زمان است که تمام لحظه هایت می شود بغض!! 

نگاهت...نفس کشیدنت...سلامت... 

نشستنت...ایستادنت...رفتنت...آمدنت... 

بیداری و خوابیدنت...حتی خندیدنت می شود بغض! 

بغضی که مدام بهانه می خواهد... 

تلنگری برای شکستن... 

برای هق هق!!!!!!!!!!!!!! 

 

 

 

 

مساوات بین زن ومرد؟!!!

اگر دنیا عدالت داشت... 

مرد هم بکارت داشت........... 

 

 

 

 

تقدیر یا تقصیر؟!

خدایا! 

آخرش نفهمیدم!!! 

اینجایی که هستم تقدیر من است یا تقصیر من......... 

 

 

 

 

بخند!بگو سیییییییب....

من آدم تو حوا! 

بیا جهانی دیگر آغاز کنیم...! 

لبخند بزن... 

بگو سیب...!!! 

 

 

 

 

آغوش تو.............!!!مساویست با...آرامش!

آغوش بعضی ها علم را زیر سوال می برد! 

آنقدر آرامت می کند که هیچ مسکنی جایش را نمی گیرد... 

 

 

 

 

 

دیار تو!شهر تو!

در دیاری که تو آنجا باشی... 

بودن آنجا کافیست... 

آرزوهای دگر... 

اوج بی انصافیست...!!! 

 

 

 

هضم حرفهایم...

گاهی حرفم را برای نان ریزه های حیاطمان می زنم... 

شاید گنجشکان هضمش کنند!