ناجی زندگی؛ارمند

ناجی زندگی؛ارمند

Armand the life saver
ناجی زندگی؛ارمند

ناجی زندگی؛ارمند

Armand the life saver

دنیا دو روز است...

 ... فراموشت می کردم اگر دو روز دنیا انقدر طولانی نبود 

   

جرم من!

من آن خزان زده ی برگم که باغبان طبیعت برون فکنده ز باغم به جرم چهره ی زردم... 

 

فریفتی...

گیرم که خلق جهان را به دروغی فریفتی... 

با دست انتقام طبیعت چه می کنی؟! 

 

اینجا...

اینجا تنها سرزمینی است که متضاد باکره فاحشه است! 

با تو که بخوابد فرشته ای است... 

با دیگری که بخوابد فاحشه ای بیش نیست!! 

 

چشمت را نبند!

چشمت را نبند! 

این چشم بندی های تو جهانم را محو می کند...  

 

خدایا...

خدایا یک مرگ بدهکارم و هزار آرزو طلبکار! 

خسته ام... 

یا طلبم را بده!! 

یا طلبت را بگیر...!!! 

 

می دری...

تو یک آهویی... 

من یک پلنگم! 

این بار داستان وحش برعکس است!! 

تو من را می دری... 

 

نمی گریزم!

تو یک قفس هستی... 

و من تنها پرنده ی دنیا که از قفس نمی گریزد...! 

 

اندازه...

می پرسی : چقدر دوستم داری؟ 

می خندم! 

جهان را متر کرده ای؟! 

 

غریق!

در دریای عشقت غرق می شوم... 

نجاتم نده!