ناجی زندگی؛ارمند

ناجی زندگی؛ارمند

Armand the life saver
ناجی زندگی؛ارمند

ناجی زندگی؛ارمند

Armand the life saver

از سنگ شده ام...

وقتی دیگر کمتر اشک می ریزم نمی دانم بزرگ شده ام یا از سنگ شده ام... 

 

تویی...

نفس کم آورده ام! 

به من ماسک اکسیژن وصل می کنند... 

تاثیری ندارد!! 

بیچاره ها نمی دانند اکسیژن من تویی... 

 

می میرم...!!

هوا... آب... غذا... 

تو هوایی! 

یک لحظه که نباشی می میرم...!!! 

 

دایره است!

عشقت دایره است! 

تعادل روحم را به هم ریخته... 

 

درد دارم!

سوزن می زنی در جسمم... 

در روحم... 

درد دارم! 

اما... 

می گویم باز هم... 

 

تلخ است!

چای را انتظاری نیست؛  

تلخ است! 

اگر تنهایش بگذاری سرد می شود... 

اما مرا انتظاری هست؛ 

نکند تلخ شوم!! 

یا که از تنهایی سرد...! 

 

طلا و مس...

شاید طلا و مس قابل مقایسه باشند... 

اما هرگز یک طلا را با آجر مقایسه نکن...! 

 

نترس!!

محبت را باز کن! 

نترس!! 

پوچ هم که باشد در دست تو گل می شود... 

 

نمی خواهم...

نمی پرسم دوستم داری یا نه؟ 

نمی خواهم دروغ بگویی... 

 

می خندم...

می پرسی چند کیلو دوستم داری؟ 

می خندم... 

برای این همه وزن ترازویی اختراع نشده!