آنقدر دلم را شکستند که تمام راه های منتهی به دل خراب شده است...
چندی است تابلو زده ام کارگران مشغول به کارند آهسته برانید...
نه برای دل شکسته ام!
برای شما که از زخم دلم زخم برندارید...!

آن قدر پیش این و آن از تو تعریف کرده بودم که وقتی سراغت را می گیرند خجالت می کشم بگویم : تنهام گذاشت رفت!

یادت باشد که خودت یادم دادی عشق را چگونه یاد بگیرم!
اما...
خودت خیلی زود یادت رفت یاد داده هایت را...
