شاید لک لک ها یک شب تو را برای پدر و مادرت آورده باشند!
اما من یقین دارم که خداوند با دستان خودش تو را به من هدیه داده است!!!

سال های زیادی را پشت سر گذاشته ام که هر کدام نام یک حیوان را به یدک می کشیدند!
اما فقط سال تنهایی تمام نمی شد.
از هر حیوانی زبان نفهم تر بود!!!

قلب آدم مثل گل می ماند!
در طول زندگی شاید عده ای آن را به دست بگیرند اما...
فقط یک نفر می تواند از آ یک شاهکار عاشقانه بسازد!!!

از وقتی که عاشق شدم فرصت بیشتری پیدا کردم برای این که پرواز کنم...
فرصت بیشتری برای این که پرواز کنم و بعد زمین بخورم!
و این عالی است...
هر کسی شانس پرواز کردن و به زمین خوردن را ندارد...
تو این شانس را به من بخشیدی!!!

باید چند قدم دورتر از نیمه آبان پیاده می شدم!
تا بتوانم این روزهای بهار را شعر ببافم!!
اما مغناطیس حرف های تو مسیر رفتنم را از یادم برد!
و من حوالی مبادا پیاده شدم!!!

هنگامی که آدم کسی یا چیزی را دوست دارد همیشه چیزی برای گفتن یا نوشتن به او پیدا می کند!
تا پایان زندگی...
