ناجی زندگی؛ارمند

ناجی زندگی؛ارمند

Armand the life saver
ناجی زندگی؛ارمند

ناجی زندگی؛ارمند

Armand the life saver

روح خدا...

تو همان روح خدایی که خدا با تو به من جان می دهد... 

 

اسیر عشق!

من اسیر عشق تو شدم و تو اسیر خاک... 

 

همیشه عاشقش بمانم...

نیستی و من اسم تنهایی هایم را تو گذاشته ام که همیشه عاشقش بمانم... 

 

پرانتز!

من را در پرانتز بنویسید! 

نمی خواهم در جمله ای باشد که تو ندارد... 

 

بعد رفتنت...

گریه ای بعد از خنده بود رفتنت... 

 

هزاران دلیل...

هزار دلیل واسه جدایی بود... 

ولی فکر می کردم هیچ وقت جدا نمی شویم! 

چه خوش خیال بودم!! 

نمی دانستم بی دلیل هم می شود جدا شد!!! 

 

تو باشی...

تو باشی... 

من باشم و... 

هیچ!دنیا هم ارزانی خودشان!! 

 

نبودنت...

نبودنت تلخ می کند کام بودنم را... 

 

اسارت آغشته به طعم آزادی...

لب هایم را به اسارت لب هایت ببر که من آزادی مطلق می شناسمش! 

و چه خوب مزه ای می دهد اسارت آغشته به طعم آزادی... 

 

خدایا دیدی...؟!

خدایا دیدی...؟! 

کلی باران فرستادی تا این لکه ها را از دلم بشویی... 

من که گفته بودم لکه نیست!! 

زخم است...