هزار دلیل واسه جدایی بود...
ولی فکر می کردم هیچ وقت جدا نمی شویم!
چه خوش خیال بودم!!
نمی دانستم بی دلیل هم می شود جدا شد!!!
لب هایم را به اسارت لب هایت ببر که من آزادی مطلق می شناسمش!
و چه خوب مزه ای می دهد اسارت آغشته به طعم آزادی...

خدایا دیدی...؟!
کلی باران فرستادی تا این لکه ها را از دلم بشویی...
من که گفته بودم لکه نیست!!
زخم است...
