-
از تنهایی ام شکایتی ندارم!
یکشنبه 10 آذرماه سال 1392 12:11
از تنهایی ام شکایتی ندارم! راستش فقط شباهنگام که در آغوشش می گیرم حس می کنم جای کسی در زندگی ام خالی است...!!!
-
تا این حد دوست داشتنت مادرزادی است!
یکشنبه 3 آذرماه سال 1392 15:01
دکترها عکس های نیم رخ و تمام رخت را کاملا بررسی کرده اند! با دقت به صدای دو رگه ات گوش دادند!! به همین قدر معاینه اکتفا نکردند! حتی... حتی از گرمای پوست تنت, نمونه برداری کردند!! تشخیص همه شان یکی بود! به اتفاق, گفتند که تا این حد دوست داشتنی بودنت مادرزادی است!!!!!!
-
وقتی هر چه می گردم...
یکشنبه 3 آذرماه سال 1392 14:56
نمی دانی چطور گیج می شوم... وقتی هر چه می گردم... معنی نگاهت درهیچ فرهنگ لغتی پیدا نمی شود!!!
-
پای خودت!
یکشنبه 3 آذرماه سال 1392 14:53
گفتند باد آورده را باد می برد, اما تو که با پای خودت آمده بودی...
-
عوض شده...
یکشنبه 3 آذرماه سال 1392 14:51
از چشم هیچ کس نمی شود خواند دوستمان دارد یا نه! بس که برای نفر قبلی گریه کرده حالت چشمانش عوض شده...!!!
-
چشم هایت...
یکشنبه 3 آذرماه سال 1392 14:47
به چشم هایت بگو این قدر خبرچینی قلبت را نکنند. بگذار دلخوش باشم هنوز هم دوستم داری...
-
این جا آشپزخانه نیست!
یکشنبه 3 آذرماه سال 1392 14:44
این جا آشپزخانه نیست! نه غذایی طبخ می شود, نه غذایی سرو؛ اما تو بی محابا نمک می پاشی. باکی نیست؛ زخم هایم مدت مدیدی است التیام یافته اند...
-
دست خالی...
یکشنبه 3 آذرماه سال 1392 14:38
سال هاست که کفه ترازویم تعادل ندارد! دست خالی... دل پر...
-
باکلاس شدی...
یکشنبه 3 آذرماه سال 1392 14:26
باکلاس شدی... لب هایت بوی سیگار می دهد... ولی من آن لب هایی که بوی آدامس خرسی می داد دوست داشتم...
-
خوابت...
یکشنبه 3 آذرماه سال 1392 14:17
قرص می دهند که فراموشت کنم... خوابت را می بینم...!
-
منت کشی!
یکشنبه 3 آذرماه سال 1392 14:15
منت کشی بی دلیل از هر کسی به او جرات قهرهای بی دلیل را می دهد! من خودم تجربه کردم!!!!
-
مشکل از او نبود!
یکشنبه 3 آذرماه سال 1392 14:09
مشکل از او نبود! از من بود, با کسی حرف می زدم که سمعک هایش را پیش دیگری جا گذاشته بود...
-
درد دارد...
یکشنبه 3 آذرماه سال 1392 14:05
درد دارد که خیابان های تهران باشند و تو نباشی!
-
رفتن راحت است...
یکشنبه 3 آذرماه سال 1392 14:04
رفتن راحت است... فقط باید چند قدم برداشت و دور شد! ولی برای فراموش کردن... باید چند قرن بگذرد!!! ولی باز هم ممکن است یک عطر, تمام خاطرات را زنده کند!!!
-
نیامدی!
یکشنبه 3 آذرماه سال 1392 14:01
نیامدی! اما هنوز فانوس آرزوهایم آویزانند از سقف آسمان پر از راز وجودت. می دانی این دل دوحرفی من خیلی حرف ها دارد با دل آسمانی تو!!!!
-
زندگی...
یکشنبه 3 آذرماه سال 1392 13:51
جای خالی ات آن قدر بزرگ شده که حتی می شود در آن زندگی کرد...
-
آمده بودم...
یکشنبه 3 آذرماه سال 1392 13:37
آمده بودم تو را ببینم... شما را دیدم...
-
گاهی هیچ قطاری به مقصد نمی رسد!
یکشنبه 3 آذرماه سال 1392 13:30
چهارده سال دیرتر یا چهارصد هزار سال! چه تفاوتی می کند عزیز دلم؟ من به چشم های خود دیدم که گاهی هیچ قطاری به مقصد نمی رسد!
-
در!
یکشنبه 3 آذرماه سال 1392 13:17
هر روز مرا از زیر قرآنی رد می کند که با آن, عموهایم را به خط مقدم جبهه می فرستاد! و بعد از این همه سال او تنها کسی است که می داند, خط مقدم جبهه نسل ما درست از چهارچوب در آغاز میشود!!!!
-
نرو!!!!!!!!!!!!!!!!!!
سهشنبه 28 آبانماه سال 1392 14:16
نرو! آن ها که رفته اند به دنبال راهی برای بازگشت می گردند!!!
-
دیگر همه نقطه ضعفم را فهمیدند!!!!
سهشنبه 28 آبانماه سال 1392 14:11
دیگر همه نقطه ضعفم را فهمیدند... از من که چیزی می خواهند, جان تو را قسم می خورند...
-
یادم آمد...
سهشنبه 28 آبانماه سال 1392 14:01
تمام صفحات فرهنگ لغتم را زیر و رو کردم معنی گذشت پیدا نشد! گمش کردم؟ نه!! یادم آمد... آخرین بار با خودت بردی!!!
-
روایت رفتن تو...
سهشنبه 28 آبانماه سال 1392 13:54
روایت رفتن تو... روایت معتبری است!
-
دوباره به خانه بازگردی!!!
سهشنبه 28 آبانماه سال 1392 13:52
کاش هیچ وقت برف هایی که آن شب بارید اب نمی شدند! آن گاه می توانستی رد پاهایت را دنبال کنی و دوباره به خانه بازگردی!!!
-
خنده هایم!
سهشنبه 28 آبانماه سال 1392 13:44
خنده هایم شکلاتی شده اند! به همان اندازه خالص... به همان اندازه تلخ!!!
-
نامه هایم...
سهشنبه 28 آبانماه سال 1392 13:42
نامه هایم که چراغ قلبت را روشن نکرد! امشب تمامشان را بسوزان شاید, بتوانی تنهایی ات را ببینی!!!
-
هنوز در عجبم...
سهشنبه 28 آبانماه سال 1392 13:29
از لحظه ای که رفته ای هنوز در عجبم که چطور تمام دنیای من را در چمدانت جای دادی و با خودت بردی؟!!
-
بزرگ ترین راز مستجاب شدن دعا...
سهشنبه 28 آبانماه سال 1392 13:27
امشب بزرگترین راز مستجاب شدن دعا را با تو خواهم گفت... از خدا بخواه و باور کن که آن چه را که می خواستی همین لحظه داری!
-
بی تو........
سهشنبه 28 آبانماه سال 1392 13:24
میتونی چشماتو برای یه دقیقه ببندی لطفا؟! متشکرم... دیدی چقدر تاریک شد؟؟؟!! این زندگی من بدون توست...!!!
-
اینجا یک من هست...
سهشنبه 28 آبانماه سال 1392 13:22
اینجا یک من هست که عجیب با تمام آنچه از من دیدی فرق می کند. یادت باشد وقتی می آیی کمی جا بخوری!