-
من خودت را از نزدیک می خواهم....
یکشنبه 24 آذرماه سال 1392 11:13
لعنت به اس ام اس... به موبایل... به اینترنت... به... من خودت را از نزدیک می خواهم...
-
کسی چسب زخم سراغ دارد؟
یکشنبه 24 آذرماه سال 1392 11:11
کسی چسب زخم سراغ دارد؟ می خواهم بر زخم های دلم چسب بزنم و مثل کودکی هایم در انتظار خوب شدنش باشم... یعنی خوب می شود رد پایت؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!
-
قلبم درد می کند...
یکشنبه 24 آذرماه سال 1392 11:08
لعنتی! قلبم درد می کند... نه به بهانه ی جدایی!! و نه حتی تنهایی! نای دیدن غصه ات را ندارم...
-
تا چشم کار می کند...
یکشنبه 24 آذرماه سال 1392 11:05
تا چشم کار می کند... جای تو خالی است...
-
به پایت افتادم...
یکشنبه 24 آذرماه سال 1392 11:03
به پایت افتادم... تا به دستت بیاورم...
-
تنهایی!
یکشنبه 24 آذرماه سال 1392 11:02
ایستاده و لبخندزنان پایش را روی گلویم فشار می دهد.... تنهایی!!!!!
-
تنها نیستم...
یکشنبه 24 آذرماه سال 1392 11:00
تنها نشسته ام... اما تنها نیستم... یادت که امان تنهایی نمی دهد!
-
هفت خط!
یکشنبه 24 آذرماه سال 1392 10:59
چه فرقی می کند عاشق تو باشم یا عاشق رنگین کمان؟ وقتی هر دو هفت خطید...
-
ماه بودن!
یکشنبه 24 آذرماه سال 1392 10:57
برای تو شرق و غرب, معنایی ندارد! کافی است از هر طرف بیایی تا یک دنیا آرام بگیرد و من, عاشق همین ماه بودنت هستم!!!
-
به اشتباه...
یکشنبه 24 آذرماه سال 1392 10:55
نیمه ی گمشده ی دیگری, به اشتباه تمام من شده بود!
-
خوبم!!
یکشنبه 24 آذرماه سال 1392 10:52
باز همان تظاهر همیشگی... خوبم!
-
او...
چهارشنبه 13 آذرماه سال 1392 15:58
به او بگویید دیگر اوهای نوشته هایم را به خود نگیرد! از این به بعد او دیگر آن او نیست!!!
-
حق را به تو می دهم...
چهارشنبه 13 آذرماه سال 1392 15:55
حق را به تو می دهم... خودم هم از این همه خوب بودنم حالم به هم می خورد... چه برسد به تو...!!!
-
دیروز بزرگترین آرزوی امروزم بود!
چهارشنبه 13 آذرماه سال 1392 15:53
بی هوا در هوایت... بی تو با خاطراتت... در کوچه پس کوچه های خیالت قدم می زنم! حتی فکرش را هم نمی کردم دیروزم بزرگترین آرزوی امروزم باشد!!!
-
چقدر دیر یادش آمد خدا...
چهارشنبه 13 آذرماه سال 1392 15:47
چقدر دیر یادش آمد خدا... که ما قسمت هم نبودیم!
-
دختر حرمت دارد!
چهارشنبه 13 آذرماه سال 1392 15:42
نمی دانم چرا بعضی پسرها نمی فهمند که دخترها برای این که هم خواب تو بشوند آفریده نشدند... دختر حرمت دارد نه لذت!
-
دیگر چیز مشترکی بین ما نیست!
چهارشنبه 13 آذرماه سال 1392 15:40
دیگر چیز مشترکی بین ما نیست! تنها آسمان یکی است...
-
این قرار آخر است...
یکشنبه 10 آذرماه سال 1392 12:47
این قرار آخر است... دیگر بی قرارت نمی شوم...
-
جالب است...
یکشنبه 10 آذرماه سال 1392 12:46
جالب است... حتی در خواب هایم هم به من خیانت می کند...!
-
بیهوده می دوند خیابان ها...
یکشنبه 10 آذرماه سال 1392 12:44
بیهوده می دوند خیابان ها؛ بی او دلم به هیچ قراری نمی رسد!
-
مهم باشم...
یکشنبه 10 آذرماه سال 1392 12:43
صدایت نمی کنم برگردی... مهم باشم... خودت برمی گردی...
-
دست از سر ما بردارید!
یکشنبه 10 آذرماه سال 1392 12:41
دلسوز زنی هستم که زنانه ترین احکامش را هم مردان می نویسند...
-
چقدر بالایی!
یکشنبه 10 آذرماه سال 1392 12:40
چقدر بالایی... چقدر پایینم... دستانم به دستانت نمی رسد... مخاطب خاص دارد: خدا!
-
امان از این چشم ها...
یکشنبه 10 آذرماه سال 1392 12:37
من که قرار نبود بگویم؛ دوستت دارم! امان از این چشم ها, این چشم های دهن لق بی آبرو!!!
-
دود می کنم...
یکشنبه 10 آذرماه سال 1392 12:33
دود می کنم نامت... یادت... صدایت را در یک کام, مابقی اش را....؟ در تنهایی ام, چه کامی می دهد جای خالی ات...!!!
-
با یک چمدان که سفر کنی...
یکشنبه 10 آذرماه سال 1392 12:32
با یک چمدان که سفر کنی... تمام دنیا خانه تو خواهد بود! و نقطه اشتراکت با شهرها فقط همان یک چمدان خالی است!
-
بگو دوستم داری...
یکشنبه 10 آذرماه سال 1392 12:29
آمدی, درختان شکوفه کردند! لبخند زدی, بهار شد!! بگو دوستم داری... بگذار دنیا بهشت شود!
-
به حرف آمد...
یکشنبه 10 آذرماه سال 1392 12:24
آخرین نخ سیگار هم به حرف آمد... مرا نسوزان تنها می مانی!!!
-
مردان...
یکشنبه 10 آذرماه سال 1392 12:19
حاضرجوابی *داریوش ارجمند* در برنامه تلویزیون...!! *اولین سوال مجری* چرا هر چی اسمه خوبه مال خانوماست...؟؟!! خورشید خانوم،مهتاب خانوم...!! هرچی اسم بده مال آقایونه...؟؟!! آقا خرسه،آقا گرگه...!! مهمان: *داریوش ارجمند* چون هیچ وقت در طول تاریخ...!! ده تا زن با قمه از روی دیوار باغی نپریدند...!! و به پنج تا مرد تجاوز...
-
آزادی و تمدن!
یکشنبه 10 آذرماه سال 1392 12:14
داستان از آن جا شروع شد که تو اسم تمام هرزگی هایت را آزادی گذاشتی... و من از آن جا بی غیرت شدم که فکر می کردم به تمدن رسیدم...