برهنه ات می کنند تا بهتر شکسته شوی...
نترس گردوی کوچک!
آنچ سیاه می شود روی تو نیست...
دستان آن هاست...!!!

آرزوی محالی نیست که عشق همچون گل های مریم بی هیچ محدودیتی عطرش را در سراسر زندگیمان پراکنده سازد!

حرف دلت را امروز بزن!
اگر امروز گفتی ...
اسمش حرف دل است!
اگر نگفتی...
فردا می شود درد دلت!!!

به درختان جنگل گفتم:چرا با این عظمت از تکه آهنی به نام تبر می رنجید؟
گفتند:رنجش ما از تبر نیست!
از دسته ی آن است که از جنس خود ماست!!!

بعضیا گریه می کنن نه به خاطر اینکه ضعیف هستن!
به خاطر اینکه یه مدت طولانی قوی بودن...!

دنیای بی رحمی است!
چه زود پیش چشم عزیزانمان ارزان می شویم...
چاره کم کردن رابطه است که لااقل به مفت نفروشنمان...!

با تو حکایتی دگر این دل ما به سر کند...
شب سیاه قصه را هوای تو سحر کند...
شکوه بسی شنیده ام از دل درد کشیده ام...
کور شوم جز تو اگر زمزمه ای دگر کنم...

فقط سستی اراده ماست که سبب ضعفمان می شود!
و گرنه انسان همیشه برای اجرای آرزو قدرت کافی دارد...

همیشه به یادت هستم اما شاهدی ندارم به جز کلاغ بام خانه مان...
که او هم حقیقت را به تکه پنیری می فروشد...

سقط کرده ام فرزند مشروع عشقم را!
از وحشت این مردمان که عقلشان در چشمشان است!!
می دانی عادت کردند زن آبستن عشق را هرزه خطاب می کنند...!!!
