باران می بارد...
تمام کوچه ها را به دنبالت می گردم...
برایت چتر شده ام!
مبادا خیس شوی...!!!

دهانت را می بویند مبادا گفته باشی دوستت دارم...
من می گویم حق دارند!
چون دوست داشتن های ما بودار است...
بوی سو استفاده...
بوی خیانت...
بوی دروغ میدهد...!!!

رسم خوب ها همین است...
حرف آمدنشان شادت می کند...
و ماندنشان با دلت چنان می کند که هنوز نرفته دلتنگشان می شوی...!

فال فروش دنبال چه می دوی؟
دست های یخ زده این شهر هیچ وقت از جیب هایشان بیرون نمی آید!
فال این مردمان را بسوزان شاید دلت گرم شود...

برای من فرقی نمی کند هوا ابری باشد و نم نم باران ببارد...
من قدم زدن با تو را در هوایی دوست دارم...!
