ناجی زندگی؛ارمند

ناجی زندگی؛ارمند

Armand the life saver
ناجی زندگی؛ارمند

ناجی زندگی؛ارمند

Armand the life saver

جور دیگر دیدم...

چشم ها را شستم... 

جور دیگر دیدم... 

باز هم فرقی نداشت! 

تو همانی بودی که باید دوست داشت...! 

 

باران که می بارد...... دلم برایت تنگ تر می شود.....

دلگیرم!!

خدایا دلگیرم! 

گفته بودی حق انتخاب با توست... 

چرا انتخابم در آغوش دیگری است؟ 

 

تقدیم به او که نبود، ولی حس بودنش بر من

تلخ می گذرد!

تلخ می گذرد! 

این روزها را می گویم!! 

که قرار است از تو... 

که آرام جان لحظه هایم بودی... 

برای دلم... 

یک انسان معمولی بسازم...!!! 

 

واحد اندازه گیریِ فاصله

فوتبال!

کاشکی تو زندگی هم مثل بازی فوتبال وقتی داری از درد به خودت می پیچی داور بیاد بالای سرت و بپرسه : می تونی ادامه بدی؟؟؟؟؟ 

 

تو چه میفهمی از روزگارم…؟

بگذار فراموش کنم...

آغوش گرمم باش! 

بگذار فراموش کنم لحظه هایی را که در سرمای بی کسی لرزیدم!!! 

 

نه تو آمدی نه فراموشی...اما...من کوه میشوم و پای نبودنت میمانم

لازمت می شود...!

سهمیه هوای من هم برای تو! 

برای نفس نفس زدن در آغوش او لازمت می شود!!!!! 

 

خفه نمی شوی؟؟؟؟؟

این روزها هوایم را نداری... 

خفه نمی شوی بدون من؟؟؟ 

  

زنده ام!

زنده ام! 

نه از جانی که مانده... 

از استخوان های لجبازی که روی هم ایستاده اند...!!! 

    

طوری نمی شود فردا بدون من...

دیدی که سخت نیست تنها بدون من؟ 

دیدی که صبح می شود شب ها بدون من؟ 

این نبض زندگی بی وقفه می زند؛ 

فرقی نمی کند! 

با من... 

بدون من!! 

دیروز اگرچه سخت... 

امروز هم گذشت... 

طوری نمی شود فردا بدون من... 

 

به همین راحتی...

شاید آرام تر می شدم فقط و فقط اگر می فهمیدی شعرهایم به همین راحتی که می خوانی نوشته نشده اند...!