ناجی زندگی؛ارمند

ناجی زندگی؛ارمند

Armand the life saver
ناجی زندگی؛ارمند

ناجی زندگی؛ارمند

Armand the life saver

به بیگانگان نگو!

قصه ی عشقت را به بیگانگان نگو! 

چرا که این کلاغ های غریب بر کلاه حصیری مترسک نیز آشیانه می سازند... 

 

درد دارد وقتی ...من عاشقانه هایم را می نویسم ... دیگران یادِ عشقشان می افتند... اما تو بی خیالی!!!

از معبر فریادها و حماسه ها...

بیشترین عشق جهان را برایت می آورم! 

از معبر فریادها و حماسه ها... 

چرا که هیچ چیز در کنار من از تو عظیم تر نبوده است... 

                                                                  احمد شاملو 

 

همه مرا به خنده های با صدا می شناسن این بالش بیچاره ام اما… به گریه های بی صدا…

عشقم!

چه خیانت قشنگی... 

تهیه کننده : دوستم... 

کارگردان : عشقم! 

 

تـــو که، می خندی ،گوشه های، لبت ،به بهشت، می رساند ،مرا، و، ترانه، قلبت، دنیا را، به لبخندی، آغشته می کند، که یک، لحظه ،به دنیا ،می آید…

پر پرواز...

تقصیر فاصله نیست! 

هیچ پروازی مرا به تو نمی رساند... 

وقتی که تو در کار گم کردن خود باشی...!!!    

 

 

 

 

فراموش ، کردنت برایم ،  مثل آب خوردن ،  بود از همان ،  آبهایی ،  که می پرد توی  ، گلو و سالها  ، سرفه می کنم… ،

آدم نمی شوم من...

آدم نمی شوم من...!!! 

لبخندت خرم می کند و دوریت سگم...!!! 

 

مدت هاســـــت، نه به، آمدن، کسی، دل ،خوشـــــــم…، نه از، رفتن، کسی دل، گیـــــــر…،بی کسی ،هم ،عالمــــــــــــی ،دارد…

آرزوی مرگ... مرگ آرزو!!!

زندگی دو چیز را به من آموخت! 

آرزوی مرگ... و مرگ آرزو!!! 

 

نه با ،خودت، چتـــر ،داشتی، نه، روزنـــامه ،نه چمـــدان…، عـــاشقت شدم…،از کجا ،می فهمیدم ،مســـافری؟؟؟

برایم دعا کن!

برایم دعا کن! 

اجابتش مهم نیست!! 

نیاز من آرامشی است که بدانم تو به یاد منی... 

 

تنها بودن ،قدرت ،می خواهد ،و این قدرت ،را کسی، به من داد ،که ،روزی، می گفت، تنهایت ،نمی گذارم…،

پشت سرتان!

به کسانی که پشت سرتان حرف می زنند بی اعتنا باشید! 

آن ها به همان جا تعلق دارند... 

دقیقا پشت سرتان!! 

 

بـــــــــاران …بهانــــــــــه ای بود …که زیر چتــــــــــر من ،تا انتهای کــــــــــــــــــــــــــوچه بیایــــــــــــی  کـــــــــاش …نه کــــــــــــــوچه انتهایی داشت …و نه بــــــــــاران بند می آمــــد…

خداحافظت!!

می گویی خداحافظت! 

و در را آهسته می بندی... 

چه راحت مسئولیت خود را به گردن خدا می اندازی...!!! 

 

سبد قلبم را پر خواهم کرد از عطر تنــت ،تا که یادم باشد روزی اینجا بودی…نزدیک تر از من به خودم…!

فراموشش کرده ام!

ماه هاست فراموشش کرده ام! 

خاطراتش را هم... 

ولی نمی دانم چرا دستانم هنوز به نوشتن نامش ذوق می کند...!!! 

 

میخواهمتــــــــــــــــــــ…،ولــــی…،دوری…،خیلی خیلی، دور نه ،دستم به، دستانـــــــت، میرسد، نه چشمانم به ،نگاهتــــــــــــــــــ،