ناجی زندگی؛ارمند

ناجی زندگی؛ارمند

Armand the life saver
ناجی زندگی؛ارمند

ناجی زندگی؛ارمند

Armand the life saver

تو به درد زندگی نمی خوری!!

می نویسم دوستت دارم و قایمش می کنم... 

تو به درد زندگی نمی خوری! 

تو را باید نوشت و گذاشت وسط همان شعرها و قصه هایی که از آن ها آمده ای...!!! 

 

بی نهایت دوستش دارم  http://aloneloves.ir/

به جز تو!!

خدایا حواسم به همه هست جز تو! 

پس حق داری حواست به همه باشد جز من... 

  

نترس!

نترس از هجوم حضورم... 

چیزی جز تنهایی با من نیست... 

 

گاهی وقت ها...

گاهی وقت ها دلم فقط سنگینی نگاهت را می خواهد که زل بزنی به من و من به روی خودم نیاورم... 

 

 

مرا به تختم ببندید...

مرا به تختم ببندید... 

سیگاری برایم روشن کنید... 

و تنهایم بگذارید... 

هر چقدر هم نالیدم و فریاد زدم به سراغم نیایید... 

من دارم او را ترک می کنم...!!! 

 

آرزوی خیلی ها بودم!

آرزوی خیلی ها بودم! 

اما... 

قربانی قدر نشناسی یک نفر شدم!!! 

 

درد دارد...

درد دارد امروز حرفی برای گفتن نداشته باشی با کسی که تمام حرف هایت را فقط به او می گفتی...!!! 

 

رفیق!

رفیق! 

معامله فسخ شد در قبال دنیا... 

یک تار مویت را می خواستند ندادم!!! 

 

دیگر دلم به نوشتن نمی رود...!!!

دستانم شاید! 

اما... 

دلم به نوشتن نمی رود...؛ 

این کلمات به هم دوخته شده کجا... 

احساسات من کجا... 

این بار اما... 

نخوانده مرا بفهم...!!! 

 

تا عشق تو آمد... رفتی!

تا عشق تو آمد... رفتی! 

تا آمدم بگویم نرو... رفته بودی!! 

تا خواستم فراموشت کنم... خود را فراموش کردم!!!