ناجی زندگی؛ارمند

ناجی زندگی؛ارمند

Armand the life saver
ناجی زندگی؛ارمند

ناجی زندگی؛ارمند

Armand the life saver

یک نقطه!!

یک نقطه بیش فرق رحیم و رجیم نیست... 

از نقطه ای بترس که شیطانت کنند...! 

آب طلب کرده همیشه مراد نیست... 

گاهی بهانه ای است که قربانی ات کنند...! 

 

رفت...

گفت قول بده... 

گفتم چه قولی؟ 

گفت که هر وقت یاد من افتادی بخندی... 

رفت... 

همه فکر کردند آن قدرها هم دوستش نداشتم که فقط خندیدم... 

که همه اش خندیدم! 

 

خیلی وقت ها...

خیلی وقت ها به من می گفتند چرا می خندی؟ 

بگو ما هم بخندیم... 

اما هرگز نگفتند چرا غصه می خوری؟؟ 

بگو ما هم بخوریم... 

 

دیشب...

دیشب باز اس تو نرسید! 

باید سیم کارتمو عوض کنم یا گوشیمو... 

تو که هر روز به من اس میدی!! 

مگه نه؟؟؟؟؟ 

 

بگذار خیال کنم دوستم داری...

بگذار خیال کنم دوستم داری و از این خیال شب ها تا سپیده روز با ستاره ها باشم... 

 

بارانی...

این روزها آب و هوای دلم آنقدر بارانی است... 

که رخت های دلتنگی ام را فرصتی برای خشک شدن نیست! 

 

باران که می بارد...

باران که می بارد همه پرنده ها به دنبال سرپناهند اما عقاب  برای اجتناب از خیس شدن بالاتر از ابرها پرواز می کند. 

این دیدگاه است که تفاوت را خلق می کند! 

 

حوا که بغض کند...

حوا که بغض کند... 

خدا هم اگر برایش سیب بیاورد باز چیزی جز آغوش آدم آرامش نمی کند...!!! 

 

پول خرد...

اینجا دیاری است که وقتی زانوهایت را از شدت تنهایی بغل گرفته ای... 

به جای همدردی برایت پول خرد می ریزند... 

 

آدم نمی شوم!!!

از حالا به بعد دیگر بغض در چشمانم گیر می کند... 

نگاهم در صدایم... 

اشک در گلویم... 

من که گفته بودم : آدم نمی شوم!