وقتی در آغوشم بود چشمانش را بست!
نمی دانم از احساس زیاد بود یا خودش را در آغوش دیگری تصور می کرد...

مرد که تو باشی...
زن بودن خوب است!
از میان همه ی مذکرهای دنیا فقط کافی است پای تو در میان باشد!!
نمی دانی برای تو خانم بودن چه کیفی دارد...

با احتیاط بخوانید...
سطح متن ها لغزنده است...
بس که من سطر به سطر باریدم و نوشتم...!!!
تمام این شب ها یکی یکی گوسفندهای شهرم را شمردم...
جای من بودی تو هم خوابت نمی برد!
اگر با هر گوسفند چهار گرگ می شمردی!!!
گفت جبران می کنم!
گفتم کدام را؟
عمر رفته را؟ روی شکسته را؟
دل مرده اما تپیده را؟
حالا من هیچ!!
جواب این تار موهای سفید را می دهی؟
نگاهی به سرم کردو گفت : چه پیر شده ای!
گفتم : جبران می کنی؟؟
گفت کدامش را؟؟؟!
یه وقتایی دلم می خواد سکوت کنم...
انگاری توی این سکوت یک صدایی می شنوم...
یک صدایی که میگه : می دونم بنده من!
می دونم...