وقتی از او پرسیدم با من چه می کنی؟
گفت: همان کاری که با ده قبلی کردم.
فکر کردم شوخی می کند...
بعدها فهمیدم اسید نگاهش دهکده ی قبلی را در خود حل کرده است...
کسی آنتی اسید دارد؟

برای به دست آوردنت نمی جنگم!
به تکدی قلبت هم نمی آیم...
دوستت دارم فارغ از داشتنت!!!

گریان شده دلم...
هم چون دخترکی لجباز پا به زمین می کوبد!
تو را می خواهد...
فقط تو را!!!

نمی خواستم نبودنت از شمارش انگشتانم بیشتر شود...
اما این روزها کاری از دستانم برنمی آید...!

دل اگر بستی محکم نبند!
مراقب باش گره کور نزنی...
او می رود!!
آن وقت تو می مانی و یک گره کور...!!
