ناجی زندگی؛ارمند

ناجی زندگی؛ارمند

Armand the life saver
ناجی زندگی؛ارمند

ناجی زندگی؛ارمند

Armand the life saver

همین هم می شود یادگاری...

زخم می زنی و می روی... 

چه باک! 

همین هم می شود یادگاری... 

که یاد تو را همیشه برایم تازه کند... 

 

 

روی دست شب...

روی دست شب مانده ام! 

دیگر حتی خواب هم مرا نمی برد... 

 

مهربان می شوی...

دیوانه ی روزهایی هستم که مهربان می شوی... 

حتی اگر ندانم چرا....! 

 

هوایی شدن...

تنها بی هوایی آدمی را خفه نمی کند... 

گاهی هوایی شدن... 

آرام آرام... 

بدون روسیاهی... 

خاموشت می کند!  

 

بیچاره خدا...!!!

من دعا می کنم تو را داشته باشم... 

تو دعا می کنی دیگر نباشم... 

بیچاره خدا...!!! 

 

من که منم!!

در را که می بندی باد هم پشت خانه ات زوزه می کشد... 

من که منم! 

 

آقای نویسنده!

آقای نویسنده! 

نقش سیگار را به من می دهید؟! 

می خواهم به ریه های آن که دوستش دارم نفوذ کنم! 

حتی به قیمت تمام شدنم!!! 

 

راحت بگویم...

راحت بگویم... 

بر باد داد چون دود سیگار دودمانم را... 

 

هیچ کدامشان!!!

دوری و دوستی به درد همین وقت ها می خورد! 

که هزار آرزو در سر داری و من در هیچ کدامشان جایی ندارم!!! 

 

دلیل نفس کشیدنم!!

تو تنها دلیل نفس کشیدنم بودی! 

دیگران فقط عابران خسته ای بودند که شاید گاهی برای پرسیدن آدرس کنارم می ایستادند!