هنوز خداوند در من ندمیده بود!
هنوز قلبم شکل نگرفته بود که عاشقت شدم!!
پس از من نخواه که این عشق ازلی را فراموش کنم!!!

می دانم برایت سخت است دیوانگی هایم را ببخشی و فراموش کنی!
چرا که هنوز در بهترین خاطراتت ردپای کارهای بی منطق من دیده می شود!!!

و تو هنوز جوانی و حق داری که از فرصت دوباره عاشقی سخن بگویی.
اما لوازم یدکی قلب فرسوده من دیگر در هیچ کجای دنیا پیدا نمی شود!!!

لبخندت پرندگان را زمین گیر کرده و درختان را از سر شوق به پرواز درآورده است!
باور کن تا به حال لبخندی ندیده ام که این گونه تمام قوانین خلقت را به بازی گرفته باشد!!!

آیینه جادویی ات را دوست دارم با این که می دانم زیباترین مرد جهان نیستم.
اما قطعا به تو خواهد گفت که...
عاشق ترینشان هستم!!!

نه عزیز زیبای من!
خبری از قرص های اعصاب و بی خوابی نیست!!
بعد از تو, تازه فهمیده ام که...
چقدر تنهایی به آدم خوش می گذرد!!!

از کسی که عاشقانه دوستش می داری هیچ گاه نپرس که چقدر دوستت می دارد؟!
چرا که شاید مجبور شود واقعا به این موضوع فکر کند!!!

تابستان که می شود دلم شور می زند...
نکند طعم گیلاس های بازار مرا از خاطرت ببرد!!!
