-
یه نفر...!!!
پنجشنبه 6 مهرماه سال 1391 13:40
مهم نیست که قشنگ باشی... قشنگ اینه که مهم باشی... حتی برای یه نفر...!!!
-
جذر و مد دریا...
پنجشنبه 6 مهرماه سال 1391 13:33
پروردگارا هر روز ۱۷ بار به سجاده جذر و مد می ایستم تا دریا شدن را فراموش نکنم!
-
دست خودم!!
پنجشنبه 6 مهرماه سال 1391 13:31
در مشکلاتم دست داشتم... مگر دستم به خودم نرسد!
-
برای با هم بودن وقت نداریم!!!
پنجشنبه 6 مهرماه سال 1391 13:28
وقتی که نداریم... با هم نداریم!!!
-
زمان... دزد خاطره ها!
پنجشنبه 6 مهرماه سال 1391 13:25
زمان دزد خاطره هاست و قاضی روزگار توان بازجویی او را ندارد! محراب من... تنها زمان جدایی من و تو...زمان جدایی آسمان و زمین است! نه دلم بی تو دل است و نه جانم بی تو جان... جان و دلم فدایت... فقط زمین را از آسمان جدا نکن!!!
-
دوست چهار فصل من!
پنجشنبه 6 مهرماه سال 1391 13:00
اندوهت را به برگ ها بسپار... پاییزت مبارک دوست چهار فصل من!
-
چرا رفتی...؟؟؟
پنجشنبه 6 مهرماه سال 1391 12:57
هنوز هم مثل انشاهای دوران دبستان با نتیجه گیری مشکل دارم! چرا رفتی...؟؟؟
-
خدایا...فردا بیدارم نکن!
پنجشنبه 6 مهرماه سال 1391 12:54
امشب خسته تر از هر روزم! کاش می شد گوشه ای نوشت : خدایا خسته ام فردا بیدارم نکن!!!
-
دست به خلاف بزنیم!!!
پنجشنبه 6 مهرماه سال 1391 12:39
بیا یک بار هم شده دست به خلاف بزنیم! من اندوه تو را بدزدم...! تو تنهایی مرا...!!!
-
همچنان نشسته ام...
پنجشنبه 6 مهرماه سال 1391 12:35
من همچنان نشسته ام... کسی که نشسته است همیشه خسته نیست! شاید جایی برای رفتن نداشته باشد...!
-
لبخندی مرموز روی...
پنجشنبه 6 مهرماه سال 1391 12:31
گاهی یاد تو چنان لبخندی مرموز بر لبانم می نشاند که اطرافیان در حسرت این دل خوش من می مانند! و در تقلا تا بتوانند این لبخند مرموز من را تحلیل کنند... اما به آن ها نخواهم گفت که یاد تو من را دلشاد می کند... تا چشمان حریص و تنگ نظر آنان شورشورانه باعث از بین نرفتن این سرخوشی نشود! اگر آن ها بدانند که فقط یاد تو...فقط یاد...
-
زن تسلیم نمی کند رویاهای عریانش را...!
پنجشنبه 6 مهرماه سال 1391 11:52
چه حریصانه مرا بوسیدی... و چه وحشیانه رختم را دریدی... و من چه عاشقانه دست بر هوس هایت کشیدم... اما کاش می فهمیدی که زن تا عاشق نباشد... نمی بوسد...نمی بوید... و تسلیم نمی کند رویاهای عریانش را...!
-
رضایت می دهم!!!!!
پنجشنبه 6 مهرماه سال 1391 11:48
خاطرات لخته شده در آخرین عکس سی تی اسکنم به خوبی دیده می شود! دکتر ها زنده بودنم را معجزه می دانند!! قرار است جراحی کنند تمام بودن هایت را... و خالی ام کنند مرا از تو! بی شک برای جراحی خاطراتم رضایت می دهم... تا تویی نباشد که خاطرم را بیازارد...!!!
-
پشت شیشه عینکم!
پنجشنبه 6 مهرماه سال 1391 11:41
هر چقدرم شیشه عینک کثیف باشه و تار ببینم مهم نیست! تو مبهم و ناواضح هم زیبایی گلم....!
-
هر کس راه خودش را برود...
پنجشنبه 6 مهرماه سال 1391 11:34
سفرم شروع می شود روی ریل ها با یک فکرمسموم که می تواند لولای هرچه در را از جا در بیاورد! من خوبم اما گاهی یاد تو همراه یک بغض مهمان ناخوانده ای می شود برایم... می دانم که ریل ها هیچ وقت به هم نمی رسند!! پس من این طرف به راهم ادامه می دهم و تو هم... چنین است که عشقی حقیقی می شود عشقمان! از همان نوعی که اجازه می دهد هر...
-
گمم نکن!
پنجشنبه 6 مهرماه سال 1391 11:27
گمم نکن! در گوشه ای از حافظه ات آرام می نشینم... فقط بگذار بمانم...!!!
-
رفته ای و ...
پنجشنبه 6 مهرماه سال 1391 11:23
رفته ای و من هر روز تکه چوبی به دست می گیرم و خاطراتمان را زیر و رو می کنم تا آتش عشقت در قلبم شعله ور تر شود! به یاد داشته باش که منتظرت هستم ؛ تا قلبم خاکستر نشده... قبل از هجوم باد فراموشی برگرد...!
-
کلاس غرور!!!
سهشنبه 4 مهرماه سال 1391 11:45
امروز زنگ دوم سر کلاس غرور! به خاطر رفتار بچگانه ی هر دویمان تنبیه شدم... و صد بار خجالت کشیدم؛ فقط رنگ کردنشان با تو!
-
دقت کردی؟
سهشنبه 4 مهرماه سال 1391 11:40
دقت کردی؟ هیچکس به سکوت آدم نمیرسه... همه منتظرن به فریاد آدم برسن...!
-
به درد نخورم!
سهشنبه 4 مهرماه سال 1391 11:37
میشه هی بهم نگی به دردت نمی خورم؟ باور کن دارم با نهایت احتیاط راه میرم که به دردت نخورم!
-
تو را هم...
جمعه 31 شهریورماه سال 1391 18:15
راستی! لهجه خوش طعم پاییز به گوش می رسد! باران را دوست دارم... خیس شدن در باران را دوست دارم... قدم زدن در روزگار خوش رنگ پاییز را دوست دارم.... تو را هم..............
-
سراغی از تو..............
جمعه 31 شهریورماه سال 1391 18:14
آنقدر نفس می کشم تا تمام شود همه نفس هایی که هی سراغ تو را می گیرند...!
-
عطر جای خالی تو...
جمعه 31 شهریورماه سال 1391 18:12
عطرهای خوب... شیشه ی خالیشان هم بعد از سال ها بوی خوب می دهند... درست مثل جای خالی تو...!!!
-
تو...قد خم نمی کنی!
جمعه 31 شهریورماه سال 1391 18:02
گاهی فکر می کنم کار تو سخت تر از من است! من یک دنیا دوستت دارم و تو زیر بار این همه عشق قد خم نمی کنی...!!!
-
وزن آه............
جمعه 31 شهریورماه سال 1391 17:59
کاش کسی می فهمید هنگام دلتنگی... وزن یک آه چقدر سنگین است...!!!
-
هیچ نشانی...!
جمعه 31 شهریورماه سال 1391 17:57
روزی به رویایت که هنوز با من است حسادت خواهی کرد... روزی که دیگر هیچ نشانی از من نخواهی داشت...!!!
-
عرق ریختن متفاوت!
جمعه 31 شهریورماه سال 1391 17:54
سلامتی پسری که واسه دوست دخترش عرق می ریزه... ولی نمی دونه دوست دخترش زیر یکی دیگه عرق می کنه...!
-
گناهم گردن او...
جمعه 31 شهریورماه سال 1391 17:48
به تاوان دل شکسته ام دل هزاران نفر را خواهم شکست... گناهش گردن کسی که دلم را شکست...!!!
-
بی خیال!
جمعه 31 شهریورماه سال 1391 17:43
هنوز دلخوشی ذهن خسته ام این است... که تو در خیال خودم... بی خیالم نشده ای...!!!
-
بهانه...
جمعه 31 شهریورماه سال 1391 17:40
این تب و لرزها همه اش بهانه است! تا شاید لحظه ای دستت را بر پیشانی ام بگذاری و حس کنم که مالک تمام دنیا هستم!