-
ریاضیاتم ضعیف بود!
سهشنبه 2 آبانماه سال 1391 11:33
همیشه ریاضیاتم ضعیف بود! سال هاست دارم حساب می کنم که چگونه من به علاوه ی تو شد فقط من!!!
-
قدر موهای سپیدت را بدان!!
سهشنبه 2 آبانماه سال 1391 11:28
قدر موهای سپیدت را بدان! آنسان که کوه ها به سپیدی برف افتخار می کنند...!!!
-
رو به رویت که می نشینم...
سهشنبه 2 آبانماه سال 1391 11:26
رو به رویت که می نشینم... احساس می کنم هر دو به دنیا پشت کرده ایم...!!!
-
عاشقانه حسادت کردم .........
سهشنبه 2 آبانماه سال 1391 11:21
تا خواستم بگم دوست دارم و با من باش ، از یارت گفتی ، چه قشنگ توصیف کردی دوست داشتنتو چه قشنگ سوختم با توصیف تو چه عاشقانه دوسش داشتی و چه عاشقانه حسادت کردم ....... ..
-
کلافه کرده ای مرا.........
سهشنبه 2 آبانماه سال 1391 11:16
کلافه کرده ای مرا................. چرا نگاهت از نوشته هایم قشنگ تر است؟!
-
وفاداری آدم ها...!
سهشنبه 2 آبانماه سال 1391 11:08
وقتی سگ ها در بیابان از گرگ ها رشوه می گیرند و مترسک ها در مزارع با کلاغ ها تبانی می کنند! از وفاداری آدم ها چه انتظاری است؟!
-
دلتنگی مترسک...
سهشنبه 2 آبانماه سال 1391 11:04
وقتی کشتزارها را درو می کردند... هیچکس دلتنگی مترسک را درک نکرد...!
-
چوپان قصه ما!
سهشنبه 2 آبانماه سال 1391 11:02
چوپان قصه ما دروغگو نبود! او تنها بود و از فرط تنهایی فریاد گرگ سر می داد... افسوس که کسی تنهایی اش را درک نکرد... و همه در پی گرگ بودند!! در این میان فقط گرگ فهمید که چوپان تنهاست...!
-
می میرم...!!!
سهشنبه 2 آبانماه سال 1391 10:57
زیر این سقف کبود... زیر این شعله سنگین سکوت... اگر از تو یادی نکنم... می میرم...!!!
-
من برای تو صدقه می دهم!!!!!
سهشنبه 2 آبانماه سال 1391 10:53
کارگر خسته ای سکه ای از جیب کت کهنه اش درآورد تاصدقه بدهد... ناگهان جمله ای ر روی صندوق دید و منصرف شد! صدقه عمر را زیاد می کند...!!!
-
زن قداست دارد!!!
سهشنبه 2 آبانماه سال 1391 10:48
زن قداست دارد! برای با او بودن باید مرد بود!! نه نر..............!!!
-
همسر!!
سهشنبه 2 آبانماه سال 1391 10:45
یک همسر فقط همراه آدم نیست! او کل تقدیر است....
-
زندگی رقص واژگان است!
سهشنبه 2 آبانماه سال 1391 10:42
زندگی رقص واژگان است! یکی به جرم تفاوت تنهاست... یکی به جرم تنهایی...متفاوت!!!
-
سکوتم نشانه ی رضایتم نیست!!!
سهشنبه 2 آبانماه سال 1391 10:39
سکوت همیشه نشانه رضایت نیست! شاید کسی دارد خفه می شود پشت یک بغض...!
-
آرزو......
سهشنبه 2 آبانماه سال 1391 10:35
وقتی به اون چیزی که آرزوته رسیدی... تازه می فهمی که آرزوش بیشتر از داشتنشه...!
-
دست تنها...
سهشنبه 2 آبانماه سال 1391 10:33
دست تنها هوای کوه کندن کرده است... یقین دارم فرهاد شیرین می زند!
-
مردم این شهر چقدر خوبند!
سهشنبه 2 آبانماه سال 1391 10:31
مردم این شهر چقدر خوبند! تا می بینند کفش نداری... برایت پاپوش درست می کنند!!
-
همه مثل هم فکر می کنند!
سهشنبه 2 آبانماه سال 1391 10:28
آنجا که همه مثل هم فکر می کنند... هیچ کس خیلی فکر نمی کند و وسعت دنیای هر کس به اندازه تفکر اوست!
-
دلبندم!این ها دل نوشته اند!!!نه اس ام اس...باور کن!!!
سهشنبه 2 آبانماه سال 1391 10:23
خوبرویان جهان رحم ندارد دلشان... باید از جان گذرد هر که شود عاشقشان... روز اول که خدا ساخت سرشت گلشان... سنگی اندر گلشان بود! همان شد دلشان............
-
آخه خدا جون!
پنجشنبه 27 مهرماه سال 1391 20:42
آخه خدا جون! قربون بزرگیت... وفای سگ به چه کارمون میاد؟! یه فکری به حال آدمات می کردی...
-
کاش دنیا به ما می باخت...
پنجشنبه 27 مهرماه سال 1391 20:39
کاش دنیا یک بار هم که شده بازیش را به ما می باخت... مگر چه لذتی دارد این برد های تکراری برایش؟!
-
جسارت داشته باش!!!!!!!!!!!!!!!!
پنجشنبه 27 مهرماه سال 1391 20:36
همیشه تو زندگیت جسارت عاشقانه از دست دادن را داشته باش! نه حقارت به هر قیمت نگه داشتنشو...
-
گفتی دوستم داری.................................................
پنجشنبه 27 مهرماه سال 1391 20:33
گفتی دوستم داری به اندازه قطرات بارانی که به روی صورتت می ریزد... و من هم دوستت دارم بدون توجه به چتری که روی سرت گرفته ای...!!!
-
عشق نافرجام درخت ها........
پنجشنبه 27 مهرماه سال 1391 20:30
عشق همیشه نافرجام است برای درخت ها! به آسمان هم که برسند به همدیگر نمی رسند... تبر ها مگر کاری کنند!!!
-
سیاهی شب زیباست!!
پنجشنبه 27 مهرماه سال 1391 20:28
سیاهی شب زیباست! اما چون سکوتش تو را به یادم می آورد... شب را می پرستم!!!
-
خیانت اشتباه نیست!!
پنجشنبه 27 مهرماه سال 1391 20:25
خیانت یک اشتباه نیست! درست ترین اتفاق در یک رابطه اشتباه است...
-
فنجانی چای...................
پنجشنبه 27 مهرماه سال 1391 20:23
با فنجانی چای هم می توان مست شد! اگر... کسی که باید باشد... باشد!!!
-
نبودنت را بر دیوار خط کشیدم!
پنجشنبه 27 مهرماه سال 1391 20:20
هر روز نبودنت را بر دیوار خط کشیدم! ببین این دیوار لامروت دیگر جایی برای خط زدن ندارد!! خوش به حال تو که خودت را راحت کردی... یک خط کشیدی تنها... آن هم روی من...!!!
-
به بازار سیاه رفتم!
پنجشنبه 27 مهرماه سال 1391 20:16
برای خریدن عشق به بازار سیاه رفتم... در ابتدای ورودم نوشته بودند : در غرفه هوس بازان عشق را به قیمت نابودی پاکبازان به حراج گذاشتند!
-
از ما که گذشت...
پنجشنبه 27 مهرماه سال 1391 20:12
از ما که گذشت... اما اگر در سرت هوای خداحافظی داشتی... از همان ابتدا سلامی نکن...لطفا!!!