-
اسمت چه بود؟؟؟
جمعه 30 فروردینماه سال 1392 20:10
اسمت چه بود؟؟ می خواهم بن بست های زندگی ام را به نامت کنم...!!!
-
ایراد از ریتم ضربان قلبم است...
جمعه 30 فروردینماه سال 1392 20:03
بالاخره پزشک بیماری ام را تشخیص داد! ایراد از ریتم ضربان قلبم است. چرا که از نوار قلبی ام فقط موسیقی دلهره آور نبودن تو شنیده می شود!!!
-
می توانست این طور نباشد...
جمعه 30 فروردینماه سال 1392 19:59
اگر می توانستم این طور نباشم... می توانست این طور نباشد...
-
حرف هایت شبیه برف اند!
جمعه 30 فروردینماه سال 1392 19:57
حرف هایت شبیه برف اند! از آن برف های بی موقع که نزدیک بهار می بارد و فقط جان شکوفه های درختان را میگیرد!!!
-
سر سوزنی اگر مرا می خواست...!!!!!
جمعه 30 فروردینماه سال 1392 19:53
سر سوزنی اگر مرا می خواست... زمین و زمان را به هم می دوخت!!!!!
-
انگشتانم را فرو می برم در چشمانم!
جمعه 30 فروردینماه سال 1392 19:49
انگشتانم را فرو می برم در چشمانم! این سد اگر فرو بریزد دنیا را آب خواهد برد...
-
افتادن!
جمعه 30 فروردینماه سال 1392 19:40
رسیده ام به حس برگی که می داند باد از هر طرف بیاید سرانجامش افتادن است...
-
سرنوشت!
جمعه 30 فروردینماه سال 1392 19:37
من از نگاه کلاغی که رفت فهمیدم که سرنوشت درختان باغمان تبر است...
-
بخواب!!
جمعه 30 فروردینماه سال 1392 19:33
امروز در گوش بچه ای که مرده به دنیا آمده بود گفتم : بخواب! چیزی را از دست ندادی!!
-
درد دارد...
جمعه 30 فروردینماه سال 1392 19:29
درد دارد... سرت به سنگی بخورد که روزی به سینه ات می زدی!!!
-
دکتر هم دیوانه شد!
جمعه 30 فروردینماه سال 1392 19:27
دکتر هم دیوانه شد! وقتی چند لحظه از سکوتم را برایش معنا کردم...
-
همین که غرقش می شوی...
جمعه 30 فروردینماه سال 1392 19:25
چقدر عجیب است دریا! همین که غرقش می شوی... تو را پس می زند... مثل انسان ها!!!
-
گفته بودم!!
جمعه 30 فروردینماه سال 1392 19:22
یکی بود... هیچ کس نبود... گفته بودم که قصه من شنیدن ندارد!
-
آدم ها از دور زیباترند!
جمعه 30 فروردینماه سال 1392 19:19
کاش آن که برای اولین بار گفت : آدم ها از دور زیباترند. تو را یک لحظه از نزدیک دیده بود! آن وقت... به هر آنچه که پیش از این گفته بود شک می کرد!!!
-
می خندم تا تو آرام باشی...
جمعه 30 فروردینماه سال 1392 19:12
می خندم تا تو آرام باشی... این روزها فقط زنده ام تا دیگران زندگی کنند...!
-
سکوت هرگز اشتباه نمی کند!!
جمعه 30 فروردینماه سال 1392 19:07
سکوت هرگز اشتباه نمی کند! هرچه طولانی باشد بهتر قضاوت می کند....
-
خدایا نوری بافکن یا توری...
جمعه 30 فروردینماه سال 1392 19:05
خدایا نوری بافکن یا توری... ماهی کوچکت از تاریکی این اقیانوس عظیم می ترسد!!
-
کاش دهخدا می دانست دلتنگی معنا ندارد...
جمعه 30 فروردینماه سال 1392 19:00
من مانده ام و ۱۶ جلد لغت نامه که هیچ کدام از واژه هایش مترادف این دلتنگی ها نمی شود! کاش دهخدا می دانست دلتنگی معنا ندارد... درد دارد!!!
-
خوشبختی...
جمعه 30 فروردینماه سال 1392 18:57
خوشبختی... یعنی به انتظار نشستن آمدن کسی که دوستش داریم...!
-
فراموشکار است...
جمعه 30 فروردینماه سال 1392 18:49
هی رفیق... زیادی خوبی نکن! انسان است... فراموشکار است... از تنهایی اش که در بیاید تنهایی ات را دور می زند!! پشت می کند به تو و به گذشته ها... حتی روزی می رسد که به تو می گوید : شما...؟!!!
-
به هر درختی نمی توان تکیه کرد...
جمعه 30 فروردینماه سال 1392 18:45
درختان به من آموختند... پای بندی هر کس به اندازه ریشه اوست... به هر درختی نمی توان تکیه کرد...!!!
-
گاهی پروانه ها هم اشتباهی عاشق می شوند!
جمعه 30 فروردینماه سال 1392 18:43
گاهی پروانه ها هم اشتباهی عاشق می شوند! به جای شمع گرد چراغ بی احساس خیابان می چرخند...
-
اینجا قحطی عاطفه هاست!!!
جمعه 30 فروردینماه سال 1392 18:38
مترسک را دار زدند! به جرم دوستی با پرنده که مبادا تاراج مزرعه را به بوسه ای فروخته باشد... اینجا قحطی عاطفه هاست!!!
-
کثیف تر از خودشان!
جمعه 30 فروردینماه سال 1392 18:36
بعضی ها رو باید توی جوب شست تا لجن ها خوشحال بشن و بفهمن کثیف تر از خودشان هم هست...
-
تو هم تلخ بودی... تلخ!
جمعه 30 فروردینماه سال 1392 18:33
تو هم تلخ بودی... تلخ! درست مثل قطره های فلج اطفالی که در کودکی به خوردم می دادند!! غافل از اینکه این بار تلخی تو دلم را فلج کرد...
-
درختی از غرور کاشتم...
جمعه 30 فروردینماه سال 1392 18:26
دیگر نه اشک هایم را خواهی دید نه التماس هایم را! و نه احساسات این دل لعنتی را!! به جای آن احساسی که کشتی درختی از غرور کاشتم...
-
تاوان شیر بودن!!
جمعه 30 فروردینماه سال 1392 18:23
گاهی تاوان شیر بودن حبس کردن خود در قفس است! اما شغالان در شهر آزادانه می گردند و ادعای گرگی هم می کنند...
-
این روزها من خدای سکوت شده ام!!
جمعه 30 فروردینماه سال 1392 18:18
این روزها دلم اصرار دارد فریاد بزند... اما من جلوی دهانش را می گیرم وقتی می دانم کسی تمایلی به شنیدن صدایش ندارد! این روزها من خدای سکوت شده ام!! خفقان گرفته ام تا آرامش اهالی دنیا خط خطی نشود...!!!
-
روز مرگم در آخرین نفسم...
سهشنبه 27 فروردینماه سال 1392 12:21
روزمرگم در آخرین نفسم... فقط یک چیز به تو خواهم گفت! اون طوری نه!! این طوری میرن...
-
به جهنم که نیستی!!!!!
سهشنبه 27 فروردینماه سال 1392 12:18
به جهنم که نیستی! مگر مغول ها یک قرن تمام حمله نکردند؟ مگر نگذشت؟ نبودن تو هم می گذرد...