ناجی زندگی؛ارمند

ناجی زندگی؛ارمند

Armand the life saver
ناجی زندگی؛ارمند

ناجی زندگی؛ارمند

Armand the life saver

گفته بودم لب تر کنی برایت می میرم!

گفته بودم لب تر کنی برایت می میرم! 

نه تا آن حد که لبانت با لبان دیگری تر شود!!! 

 

دست تو اگر بود...

دست تو اگر بود... 

دست من در جیبم نبود! 

 

مرا کجا صدقه کرده ای؟

مرا کجا صدقه کرده ای که مدام بلای بی تو بودن سرم می آید... 

 

مرا کجا صدقه کرده ای؟

مرا کجا صدقه کرده ای که مدام بلای بی تو بودن سرم می آید... 

 

ترس برای چه؟

برو! 

ترس از هیچ ندارم... 

برو!! 

ترس برای چه؟ 

وقتی می دانم یک روز تف می اندازی به روی تمام آن هایی که به خاطرشان من را از دست دادی... 

 

نوشتن می توامد آدم را بکشد...

نوشتن می تواند آدم را بکشد... 

همیشه دارم از تو می نویسم... 

 

برای هیچ کس فرقی نمی کند!!!

هر کس جوانی اش را پای یک چیز گذاشت! 

عشق, ثروت, علم, خانواده و... 

و تمام این ها همواره زیر سایه حقیقتی, پنهان که در نهایت برای هیچ کس فرقی نمی کند!!! 

 

لعنت به من!

لعنت به من! 

که به خوابم آمدی... 

اما این قدر هول شدم که از خواب پریدم... 

 

من زانوهایم را به آغوش کشیده بودم...

من زانوهایم را به آغوش کشیده بودم... 

وقتی تو برای آغوش دیگری زانو زده بودی... 

 

جملات آموزنده و عاشقانه

به خاطر تو...

به خاطر تو هر کاری ممکن است از من سر بزند, حتی ممکن است در بند پایانی این شعر به مغزم شلیک کنم...