در دنیایی که همه یا گوسفند اند یا گرگ...
ترجیح می دهم چوپان باشم!
همدیگر را جر بدهید...
من نی می زنم...

تاوان حرف هایی که نمی تونی بگی!
تارهای سفیدیه که...
یه شبه لا به لای موهات به وجود میاد!!!

سهم من...
خانه ای اجاره ای در قلب توست!
و هر روز ترس از ریختن وسایلم در کوچه ها...

مادرم می گفت :
دوستانت را ببین ، همه به جایی رسیده اند …
نمیدانست ، منتظر نشسته ام تا به تو برسم … !!!
