چقدر تنهاست شاعری که عاشقانه هایش دست به دست می رود اما...
به دست تو نمی رسد!
همه اومدن و خوندن خبری از تو نشد!!!

انسان های خوب مثل گل های قالی اند!
نه انتظار باران را دارند...
و نه دلهره چیده شدن...
دائمی اند!!

وقتی باهام بود بهم می گفت : نترس من که باهاتم!
این اواخر وقتی می دونست می خواد بره می گفت : نترس...
تنهایی که ترس نداره...!!!

شاید برایت عجیب است این همه آرامشم!
خودمانی بگویم...
به آخر که برسی...
دیگر فقط نگاه می کنی!!!
