آسمان را قسمت کردند!
تکه ای برای برکه... تکه ای برای رود... تکه ای برای دریا...
دلم را قسمت کردند!!
تکه ای برای تو... تکه ای برای تو... تکه ای برای تو...!!!
دیروز فریاد زدی دوستت دارم!
گفتم نمی شنوم...
امروز به آرامی گفتی دیگر نمی خواهمت...
گفتم هیس!!
چرا داد می زنی...؟!
وقتی تو را دیدم!
کارگردان قلبم گفت : نور... صدا... حرکت!
و من برای به دست آوردنت چه نقش ها که بازی نکردم!!!
اگر کسی می گوید که برای تو می میرد دروغ می گوید!
باور نکن!!
حقیقت را من می گویم که برای تو زندگی می کنم!!!
تو می روی و من فقط نگاه می کنم!
تعجب نکن!!
برای گریه و زاری فرصت دارم ولی...
برای تماشای تو همین یک لحظه است...!!!
اگه یه روز دیدی تمام درخت های کوچه و محلتون رو برین...
اصلا ناراحت نشو!
چون هنوز من هستم!!
می تونی بهم تکیه کنی...
هی فلانی!
می دانی؟
می گویند رسم زندگی چنین است!!
می آیند... می مانند... عادت می دهند... و می روند...
و تو در خود می مانی و تنهای تنها...!
می دونی بازی روزگار چیه؟
این که تو چشم بذاری من قایم بشم...
بعد... تو یکی دیگه رو پیدا کنی...!!!
به جای دسته گلی که فردابر قبرم تثار می کنی...
امروز با شاخه گلی کوچک یادم کن!
به جای سیل اشکی که فردا بر مزارم می ریزی...
امروز با تبسمی شادم کن!!
به جای آن متن های تسلیت گونه که فردا در روزنامه ها برایم می نویسی...
امروز با پیام کوچکی خوشحالم کن!!
امروز به تو نیاز دارم ! نه فردا...