همه می گن...
آسمون آبیه!
اما من می گم قهوه ایه...
برای اینکه من آسمان را در چشم های تو می بینم...
من اعتقاد دارم که اون خدایی که بالای سر ماست تو را آفریده تا من عاشقت باشم!
او تو را برای من انتخاب کرد چون می دانست من تو را به منتهای درجه دوست خواهم داشت!!!
قلبم برای دوست داشتن تو...
لب هایم برای بوسیدن تو...
چشم هایم برای دیدن تو...
دست هایم برای نگه داشتن تو به وجود آمده اند!
چون...
من فقط به خاطر تو ساخته شدم!!!
یه نصیحت!
دست هایی را پیدا کن که در ضعیف ترین حالتت نگهت دارن...
چشم هایی که در زشت ترین حالتت نگاهت کنند...
قلبی که وقتی در بدترین حالت هستی دوست داشته باشی...
در غیر این صورت تنها باش!!!
جلوی من قدم بر ندار!
شاید نتوانم دنبالت بیایم...
پشت سرم راه نرو!!
شاید نتوانم رهرو خوبی باشم...
کنارم بیا و دوستم داشته باش...!!!
آن زمان که باید دوست بداریم کوتاهی می کنیم!
آن زمان که دوستمان دارند لج بازی می کنیم...
و بعد...
برای آن چه از دست رفت آه می کشیم!
تو را به دادگاه خواهند کشید...
شاید به حبس ابد محکوم شوی...
جزئیات جنایتت معلوم نیست!
اما...
اثر انگشتت را روی قلبی شکسته یافته اند!!!