دوست داشتنت گرداب است...
بزرگ هم که باشد مرا می بلعد...
تو خورشیدی...
من زمینم!
دورت می چرخم...
کوچه ی تو دور است!
هر قدر می روم به این کوچه نمی رسم...
دلتنگ روزهای بارانی بودم!
بالاخره باران هم آمد و دوباره روزهای شاعرانگی آغاز شد...
حوا نترس!
سیبت را با عشق گاز بزن...
آدم لیاقت بهشت را ندارد...
سعی می کنم بهترین باشم!
اما...
باز هم خطا می کنم!!
درس عشق دشوار است...
عشقت را می بافم!
یکی زیر...
یکی رو...
نه!!
در عشق باید رو بود!
عشقت را می شکافم...
همه رو!!!
دیشب آنقدر در هزار تویت گم شدم که به جای گونه هایت بر خاک بوسه زدم...
عشقت را سر می اندازم!
رج به رج بزرگ می شود...
روی تو آنقدر تمرکز کرده ام...
که تو شده ام!