من و تو از همان روز اول محکوم به از دست دادن بودیم!
تو همان یک ذره احساست را...
و من...
تمام زندگی ام را!!!

خدایا یادته...
دستشو گرفتم آوردم پیشت گفتم : من فقط اینو می خوام!
گفتی : این کمه!!
بهتر از اینو برات گذاشتم کنار...
پامو کوبیدم زمین و گفتم : همینو می خوام...
گفتی : آخه نمیشه!
قول اینو به یکی دیگه دادم...

نه عزیز زیبای من!
خبری از قرص های اعصاب و بی خوابی نیست!!
بعد از تو تازه فهمیده ام که...
چقدر تنهایی به آدم خوش می گذرد!!!
زمین آنقدرها هم که فکر می کردم گرد نبود!
از روزی که رفته ای تا الان باید حداقل دو بار از این جا رد شده باشی!!!

آدمیزاد بی غذا دو ماه دوام می آورد...
بی آب دو هفته...
بی هوا چند دقیقه...
بی وجدان خیلی...!!

این روزها بغض دارم...
گریه دارم...
تا دلت بخواهد...
آه دارم!
ولی بازیگر خوبی شده ام...
می خندم!!

گاهی دو نفر باید از هم فاصله بگیرند...
تا بفهمند چقدر نیازمند برگشتن به همدیگرند...!!!
.jpg)