کاش امشب موهایت را تاب ندهی!
دلتنگی هایم را با هزار بدبختی خوابانده ام...
چه چیز در این جهان غریبانه تر از زنی است که تنهایی اش را بغل می کند و می بوسد اما حاضر نیست دیگر...
کسی را دوست داشته باشد؟!
می گویند آب نطلبیده مراد است!
هرچه بالا پایین می کنم نمی فهمم...
این چشمانم پس کی مراد می گیرند؟؟

دمش گرم...
باران را می گویم!
به شانه ام زد و گفت خسته شدی؟
امروز تو استراحت کن من به جایت می بارم!!!
