این پست را سکوت می کنم تو بنویس!
تو بنویس...
از دلتنگی هایت...
از دردهایت...
از حرف هایت...
از هر چه دلت می گوید!
بنویس برایم...

چگونه می شود یک عمر حد و مرزها را شکست و از محدودیت ها گریخت اما...
همواره حول محور تو, در گردش بود؟!!

کمبود خواب , با یک روز مرخصی حل می شود...
کمبود وقت , با مدیریت زمان...
سایر کمبودها هم علاجی دارند...
با کمبود دست هایت چه کنم؟!!!
از زجر کشیدن آدم ها خیلی لذت می بری؟
یادت باشد روزی نوبت تو هم می شود که دنیا برایت بدجور نامردی کند.
فقط یادت باشد شکستن یک آدم تاوان سنگینی دارد.

نهادم را زدی...
مسندم را زدی...
مفعولم را زدی...
صفتم را زدی...
ضمیرم را زدی...
فعلم را زدی...
دیگر چیزی تاپایانم نمانده...
قیدم را هم بزن و خلاص!

کودکی نکردم تا زودتر بزرگ شوم و زمان چه دیر می گذشت!
امروز, سال ها آنچنان زود می گذرند که تمام زندگی برایم...
بچه بازی می نماید!!!
