تنهایی یعنی : ذهنم پر از تو...
خالی از دیگران!
اما کنارم خالی از تو و پر از دیگران!!!

یه وقتایی هست که جواب همه نگرانی ها و دلتنگی هایت میشه یک جمله که می کوبن تو صورتت...
بهم گیر نده!
حوصله ندارم....

شاید بعضی وقت ها...
باید در اوج دلتنگی، دل کند!
ولی...
بگذریم...
چه راحت است حرف زدن!

لهجه ات نه شمالی است نه جنوبی...
اما حرف که می زنی...
باد از شمال می وزد و پرندگان از جنوب بازمی گردند!

به ما نیومدی...
گفتی به تو نمی خوریم...
لااقل به خودت بیا!
یک بار به خودت بخور!!
تا بفهمی چه دردی دارد...
از خودی خوردن...!

رسم روزگار است دیگر!
از یک دست تقدیم می کند و از دست دیگر به زور از چنگت بیرون می کشد...

ترس من از نبودن ابدی ات دنیا را به آخر رسانده!
و تو چه می دانی چه حالی دارد ایستادن روی لبه ی آخر دنیا؟!

خودم پراندمت وقتی در شعرهایم بالت دادم...
حالا رنگ آسمان های دیگر را به رخم می کشی...؟!
