از اولین و آخرین نامه ای که برایت نوشته ام هیچ پاسخی نرسیده!
ولی خوشحالم که برگشت نخورده!
حتما به دستت رسیده!!!
وقتی درست مقابل چشمانم هستی...
وقتی در نفس هایم عطرت را حس می کنم...
و وقتی وجودم سرشار از نور توست.
چه فرقی می کند صدایت که می کنم, نگاهم به آسمان باشد یا زمین؟!

می گویند چرا؟
می گویم چون نخواست!
می پرسند دلیلش؟؟
می گویم نمی دانم!!
می گویند چیه؟
می گویم نمی توانست!
جوابم سکوته...
دوباره چرا؟چرا؟چرا؟
فریاد می کشم لعنتیا...
چون از اول دوستم نداشت...

همیشه مجبوری بایستی و به آن چه پشت سرت افتاده است بنگری...
چرا که زندگی چمدانی است که...
هیچ گاه درش کاملا بسته نمی شود!!!
