ناجی زندگی؛ارمند

ناجی زندگی؛ارمند

Armand the life saver
ناجی زندگی؛ارمند

ناجی زندگی؛ارمند

Armand the life saver

بعد از رفتن تو...

بعد از رفتن تو... 

تنها چیزی که برایم ماند تنهایی بود! 

درست مثل لاک پشتی که سنگ را به دوستی بگیرد...! 

 

باور کن فرق زیادی است!!!

باور کن فرق زیادی است! 

بین کم آوردن و کوتاه آمدن... 

 

احترام من به تنت زار می زند!

احترام من به نسبت به تنت زار می زند... 

باید کمی از پهلوها برایت تنگش کنم... 

تا کمی اندازه ات شود! 

 

وبال گردنم!

دلم که می گیرد بغض می کند, می شود وبال گردنم! 

دردهایم خیلی نیستند... 

تو هستی و فراموش کردنت!! 

دردم می آید وقتی با دردهایت کلنجار می روم!!! 

   

نشستم پای مشروب...

نشستم پای مشروب... 

بچه ها گفتن بخور به سلامتی اونی که دوسش داری! 

پیکو به لبم نزدیک کردم, نخوردم ولی گفتم : به سلامتی اونی که از وجودش نفس می کشم!! 

گفتند تو که نخوردی؟! 

گفتم: سلامتی اونو تو پاکی می خوام نه تو مستی! 

 

نام پدر؟؟!!!

زن عشق می کارد و کینه درو می کند. 

دیه اش نصف دیه ی توست و زنایش برابر سنگسار... 

او کتک می خورد و تو محاکمه نمی شوی! 

او می زاید و تو اسم می گذاری!! 

او درد می کشد و تو نگران این هستی دختر نشود! 

او از جان خود مایه می گذارد و همه جا می پرسند... 

نام پدر؟! 

 

می پرسند بیداری؟

می پرسند بیداری؟! 

پاسخ می دهم آری... بی دارم! 

چون اگر دار داشتم... 

یا قالی زندگی ام را خود می بافتم... 

یا زندگی ام را به دار می آویختم.....!!!!! 

 

takpar-73

مادر کمی زود بود...

مادر کمی زود بود... 

دعایت گرفت! 

پیر شدم!!! 

 

takpar-73

موهایش سفید شده بود...

موهایش سفید شده بود... 

کودکی که یواشکی دفتر خاطراتم را خوانده بود... 

 

takpar-73

دست سرنوشت!

دست سرنوشت را باید قطع کرد... 

او درد آرزوهای من است!!! 

 

baroun