ناجی زندگی؛ارمند

ناجی زندگی؛ارمند

Armand the life saver
ناجی زندگی؛ارمند

ناجی زندگی؛ارمند

Armand the life saver

اسارت دوست داشتنی...

وقتی در میان بازوانت اسیر می شوم... 

حلقه های عشقت را تنگ تر کن! 

که در این اسارت دوست داشتنی حتی به رهایی فکر هم نمی کنم!!! 

 

این نیز بگذرد...

همیشه در سختی ها به خودم می گفتم این نیز بگذرد... 

هنوز هم می گویم, اما حال میدانم آن چه می گذرد  عمر مناست نه سختی ها!!! 

 

صدای تو...

صدایت را که می شنوم دنیا را تعطیل می کنم... 

مانند مغازه ها دم اذان...! 

 

من بازمانده یک قصه ام!

من بازمانده یک قصه ام! 

همان یکی که هرگز نبود... 

 

تنها مخاطب خاص دل نوشته های من!

می نویسم از عشق, برای تویی که همیشه... 

تنها مخاطب خاص دل نوشته های منی! 

برای تو که بخوانی وبدانی دوست داشتنت در من بی انتهاست... 

 

راه برگشت...

گریه کردن بی فایده است؛ 

حتی با این چشم های خیس, باز هم چشمم آب نمی خورد که رابطه ی ما مثل اول شود. 

انگار که همه ی پل های پشت سر تو, یکی یکی روی سرمن خراب شدند...   

 

قناعت نفرت انگیز!!

چه قناعت نفرت انگیزی است پاک کردن غبار از قاب عکس جا مانده ات!!! 

 

این چه رسمی است؟!

این چه رسمی است؟!  

پیراهنش را من برایش خریدم...  

دیگری از تنش درآورد... 

 

♚ | via Tumblr

لهجه خداحافظی...

از نگاه تو بیزارم وقتی بی مقدمه , لهجه خداحافظی می گیرد!!! 

 

صبر کن!

صبر کن! 

شب به پایان خواهد رسید و آن ها دوباره خورشید را نشانت خواهند داد. 

من همیشه به کوه ها اعتماد داشتم!!!