ناجی زندگی؛ارمند

ناجی زندگی؛ارمند

Armand the life saver
ناجی زندگی؛ارمند

ناجی زندگی؛ارمند

Armand the life saver

از هزاران سال پیش عاشقت بوده ام!!!

نمی دانم... 

شاید در زندگی قبلی ام کشاورز بوده باشم یا یک جنگجو, و شاید یک ماهیگیر! 

اما مطمئنم از صدهزار سال پیش, عاشق تو بوده ام!! 

مثل آخرین چوب کبریت...%2

دنیایت قدر اتاقت شده است...

زمانی از دویدن باز بایست.  

لحظه ای چشمان منتظر مرا بنگر! 

دمی, بازدمی... 

آری نفس بکش, دنیایت قدراتاقت شده است؛ 

آن قدر که مرا دیده یا ندیده, در را در صورتم می بندی و کلید را چنان می چرخانی در قفل که گویی می خواهی فریادی از ته دل سر دهی: برو! 

صندلی کنارت را نگاه کن؛ 

خالی بودنجای مرا فریاد می زند. 

لختی این هیاهوی ساختگی را کنار بزن, شاید مرا دیدی.... 

 

دلتنگت هستم!

دلتنگت هستم! 

بیا وآتشم بزن, یا لیوانی آب به دستم بده, و یا خلاصم کن!! 

از روی ساعت , 5 دقیقه است که رفته ای! 

از روی قلبم, 5 سال!! 

و از روی دلتنگی... 

یک عمر!  

من تورا می بخشم!! 

و دروغ هایت را و بازی هایت را... 

اما خودم را هرگز نمی بخشم! 

به خاطر ثانیه هایی که هدر کردم تا به تو لبخند بزنم و به روی خودم نیاورم!!! 

 

می گذرد...

این روزها دیگر خوش نمی گذرد... 

خوشی ام به این است که می گذرد... 

 

ماه بودن!!

می درخشی... 

می تابی... 

اما دوری... 

ماه بودن همین است دیگر... 

 

گالری عکس غزل

سخت بود...

سخت بود فراموش کردن کسی که با او همه چیز و همه کس را فراموش می کردم! 

 

به من مجوز چاپ نمی دهند...

به من مجوز چاپ نمی دهند... 

می گویند داستانی که نوشته ای قابل باور نیست! 

اما من فقط خاطراتم را نوشته ام!!! 

 

افسوس...

افسوس... 

لالایی هایش را من خواندم ولی در آغوش دیگری خوابید...!!! 

 

شعرها و عکس های عاشقانه بهارجون

خنده دار است نه؟

خنده دار است نه؟ 

که او هی مرا دور بزند و من دلم را خوش کنم که در محاصره اویم!!! 

 

پادشاه باش!

پادشاه باش! 

حتی اگر قلمروات به اندازه عرض شانه هایت باشد... 

                                                                     کوروش کبیر