دیالوگ اشکان خطیبی در بچه های نسبتا بد : یه قانونی تو دنیا هست به نام قانون من و تو.
و یعنی تو با ه کسی غیر من باشی, غیرقانونیه!!!
آن قدر اینجا ایستاده ام و سر رشته را نگه داشته ام که علف زیر پایم سبز شده است.
لااقل برای به در کردن سیزده ت بیا!!!

تمام شهر هم اگر از خاطرم برود...
اگر تمام آدم ها برایم غریبه شوند...
تو حقیقی ترین و زیباترین حادثه باقی خواهی ماند!
تا آخرین ثانیه...

اندوه تازه ای نیست دلتنگی آدم ها!
هر جا که می بینم نوشته است: خواستن توانستن است...
آتش می گیرم!!
یعنی او نخواست که نشد...؟!

من به جز شاعری کار دیگری از دستم بر نمی آید!
حق با پدرت بود...
اوضاع زندگی ام پس از مرگ رو به راه خواهد شد!!
عیبی ندارد برای با تو بودن تا قیامت هم صبر می کنم!!!

این روزها به تو... نه!
به حیف شدن همه روزگارم که در انتظارت سپری شد....
فکر می کنم!
می گویند عشق خدا به همه یکسان است !
ولی من می گویم مرا بیشتر از همه دوست دارد...
وگرنه به همه یکی مثل تو می داد...!!!
نگاه کنید...........
