ناجی زندگی؛ارمند

ناجی زندگی؛ارمند

Armand the life saver
ناجی زندگی؛ارمند

ناجی زندگی؛ارمند

Armand the life saver

مهم باشم...

صدایت نمی کنم برگردی... 

مهم باشم... 

خودت برمی گردی... 

 

دست از سر ما بردارید!

دلسوز زنی هستم که زنانه ترین احکامش را هم مردان می نویسند... 

 

چقدر بالایی!

چقدر بالایی... 

چقدر پایینم... 

دستانم به دستانت نمی رسد... 

مخاطب خاص دارد: خدا! 

 

امان از این چشم ها...

من که قرار نبود بگویم؛ 

دوستت دارم! 

امان از این چشم ها, این چشم های دهن لق بی آبرو!!! 

 

دود می کنم...

دود می کنم نامت... 

یادت... 

صدایت را در یک کام, مابقی اش را....؟ 

در تنهایی ام, چه کامی می دهد جای خالی ات...!!! 

 

با یک چمدان که سفر کنی...

با یک چمدان که سفر کنی... 

تمام دنیا خانه تو خواهد بود! 

و نقطه اشتراکت با شهرها فقط همان یک چمدان خالی است! 

 

بگو دوستم داری...

آمدی, درختان شکوفه کردند! 

لبخند زدی, بهار شد!! 

بگو دوستم داری... 

بگذار دنیا بهشت شود! 

 

به حرف آمد...

آخرین نخ سیگار هم به حرف آمد... 

مرا نسوزان تنها می مانی!!! 

 

 

مردان...

حاضر‌جوابی *داریوش ارجمند* در برنامه تلویزیون...!!

*اولین سوال مجری*

چرا هر چی اسمه خوبه مال خانوماست...؟؟!!
خورشید خانوم،مهتاب خانوم...!!
هرچی اسم بده مال آقایونه...؟؟!!
آقا خرسه،آقا گرگه...!!

مهمان:
*داریوش ارجمند*

چون هیچ وقت در طول تاریخ...!!
ده تا زن با قمه از روی دیوار باغی نپریدند...!!
و به پنج تا مرد تجاوز نکردند...! 
 
 

آزادی و تمدن!

داستان از آن جا شروع شد که تو اسم تمام هرزگی هایت را آزادی گذاشتی... 

و من از آن جا بی غیرت شدم که فکر می کردم به تمدن رسیدم...