همیشه ریاضیاتم ضعیف بود!
سال هاست دارم حساب می کنم که چگونه من به علاوه ی تو شد فقط من!!!
تا خواستم بگم دوست دارم و با من باش ،
از یارت گفتی ، چه قشنگ توصیف کردی دوست داشتنتو
چه قشنگ سوختم با توصیف توچه عاشقانه دوسش داشتی و چه عاشقانه حسادت کردم .........
وقتی سگ ها در بیابان از گرگ ها رشوه می گیرند و مترسک ها در مزارع با کلاغ ها تبانی می کنند!
از وفاداری آدم ها چه انتظاری است؟!
چوپان قصه ما دروغگو نبود!
او تنها بود و از فرط تنهایی فریاد گرگ سر می داد...
افسوس که کسی تنهایی اش را درک نکرد...
و همه در پی گرگ بودند!!
در این میان فقط گرگ فهمید که چوپان تنهاست...!
کارگر خسته ای سکه ای از جیب کت کهنه اش درآورد تاصدقه بدهد...
ناگهان جمله ای ر روی صندوق دید و منصرف شد!
صدقه عمر را زیاد می کند...!!!