دلگیر نباش عزیز دلم!
از سنگ هایی که بر سر راهت انداختند و از چوب هایی که لای چرخت گذاشتند...
می توانی پل بسازی!!
و از رودخانه خروشان مشکلات به سلامت عبور کنی!!!

حداقل سنگینی اشک هایت را بر شانه های من بگذار!
وقتی که حرف هایم حتی ذره ای از بار غمت کم نمی کنند!!!

از لحظه تولدم...
نمی دانم دیگران به آن چه می گفتند؟!
هر چه که بود...
قبل از تو...
نامش زندگی نبود!!!

من توی بهترین سال های عمرم مشغول انجام دادن بذترین کارهای عمرم بودم!

ای کاش گذر زمان در دستم بود!
تا لحظه های با تو بودن را آنقدر طولانی می کردم تا برای بی تو ماندن وقتی نمی ماند!!!

دختری پشت یک هزار تومانی نوشته بود : پدر معتادم برای همین پولی که پیش توست یک شب مرا به دست صاحب خانه مان سپرد!
خدایا چقدر می گیری؟
که بگذاری شب اول قبر قبل از اینکه تو ازم سوال کنی من ازت بپرسم؟
چرا...!!!

هر گاه شادم یاد تو غمگینم می کند...
هر گاه غمگینم یاد تو شادم می کند...
پس هر دو را دوست دارم چون حکایت از تو می کند!

من اشتباه کردم!
به خیالم بوسه هایت تعهد هستند...
آغوشت سر پناه...
هدیه هایت قول و قرار...
هرچه بودی عادت بودی...!
نه فقط با من!!
با همه همین طور بودی...!!!!!
