اﻋﺘﺮاﻑ ﻣﻲ ﻛﻨﻢ ﺑﺎ ﻫﻤﻪ ﺯﻧﺎﻧﮕﻲ اﻡ...
ﻫﺮﮔﺰ ﺑﻪ ﺑﻮﺩﻧﺖ ﺩﺭ ﻛﻨﺎﺭ ﺩﻳﮕﺮﻱ ﺣﺴﺎﺩﺕ ﻧﻜﺮﺩﻩ اﻡ, ﻣﻦ اﻥ ﻟﺤﻆﻪ ﻫﺎ ﺭا ﻣﺮﺩﻩ اﻡ...
ﮔﻔﺖ ﺑﺎﺯﻱ ﺑﺮﺩ و ﺑﺎﺧﺖ ﺩاﺭﺩ...
اﻣﺎ ﻣﻦ ﺯﺑﺎﻧﻢ ﺑﻨﺪ ﺁﻣﺪ ﻛﻪ ﺑﮕﻮﻳﻢ: ﻟﻌﻨﺘﻲ ﻣﻦ ﺑﺎ ﺗﻮ ﺑﺎﺯﻱ ﻧﻜﺮﺩﻡ, ﺯﻧﺪﮔﻲ ﻛﺮﺩﻡ!!!
ﺑﺎ ﻫﻴﭽﻜﺲ ﻧﺒﻮﺩﻥ ﺑﻬﺘﺮ اﺳﺖ اﺯ ﺣﻀﻮﺭ اﺷﺘﺒﺎﻩ ﺩﺭ ﻛﻨﺎﺭ ﻛﺴﻲ ﺑﻮﺩﻥ...
سال هاست که معنای این را نفهمیدم...
رفت و آمد یا آمد و رفت...
آدم ها می روند که برگردند یا می آیند که بروند...؟!

اگر اشتباه نکنم, خودم را جایی حوالی خنده های زبر و زمختت جا گذاشتم!
آری!!
احتمالا دچار تو شدم!!!!!
انیشتین میگوید: منطق تو را از نقطه الف به نقطه ب میرساند.
تجسم تو را به هر جایی می رساند.
پس چرا این همه اشتیاق و تجسم شبانه روزی, مرا به تو نرساند؟!!!!
گمشده ی انسان خود اوست...
و او, تا وقتی که خودش را پیدا نکرده باشد...
خدا و آرامش را هم هرگز پیدا نخواهد کرد!

تو مرا نادیده بگیر...
و من بدنم روز به روز کبودتر می شود...
از بس خودم را می زنم...
به نفهمی...
