ناجی زندگی؛ارمند

ناجی زندگی؛ارمند

Armand the life saver
ناجی زندگی؛ارمند

ناجی زندگی؛ارمند

Armand the life saver

شاهرگ زندگی...

غرورم را از سر راه نیاوردم که آن را راحت بشکنی!  

بدان اگر غرورم بشکند با خرده های آن شاهرگ زندگی تو را نیز خواهم زد... 

 

 

 

اعتراف!!!

هر آدمی یک نفر رو باید داشته باشه بره پیشش... 

درددل کنه...گریه کنه... 

همه حرفاشو راحت بزنه...خودشو خالی کنه... 

عدم دسترسی به چنین فردی را اعتراف می کنم!!! 

 

 

درد.............!

گردنم درد می کند... 

از همان وقتی که همه چیز را به گردنم انداختی...! 

دوست نداشتنت را...بی توجهی هایت را... 

رفتنت را...خیانتت را... 

 

 

 

رفت...آمد!

رفت و آمد...رفت و آمد...رفت و آمد... 

این قدر رفت و آمد که از یاد برد چیزی به نام ماندن هم وجود دارد!!! 

 

 

 

یه نوشته برای ناجی.....

هر کس به  تو راه جوید... 

راهش روشن است.........!!!!! 

  

 

 

 

 

 

 

 

حکایت!!!

پایان حکایتم شنیدنی نیست! 

من عاشق او بودم.................... 

و او عاشق او...........................!!!!! 

 

 

 

 

حصار!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

خیالت دور مرا خط کشیده است! 

من تا هنوز به تو می اندیشم... 

در این حصر خانگی............................!!!!!! 

 

 

بیدارم!!!

در قحطیت فراوان مرده ام! 

بیداریم عرض تسلیت به تنهایی است...!!! 

 

 

 

باران...چتر...آدم ها...

آدم ها خیلی زود همراهان صمیمی را فراموش می کنند! 

همین که باران بند آمد... 

خیلی ها چترهایشان را جا می گذارند!!! 

 

 

کلاغ....پر!!!!!

من هنوز از بازی کلاغ پر می ترسم! 

می ترسم بگویم تو............ 

و تو آرام بگویی پر!!!