ناجی زندگی؛ارمند

ناجی زندگی؛ارمند

Armand the life saver
ناجی زندگی؛ارمند

ناجی زندگی؛ارمند

Armand the life saver

نیمکت دو نفره!!!

این همه نیمکت دو نفره را بیهوده در پارک ها چیده اند! 

تو که جایی غیر از آغوش من نمی نشینی...!!! 

 

به یاد نمی آورم چه شد؟

به یاد نمی آورم چه شد؟ 

اما پروانه ندیده بودیم! 

این قدر دلش ببگیرد که برود از نو برای خودش پیله دست و پا کند... 

 

بازی نمی کنم!

روحم می خواهد برود یک گوشه بنشیند... 

پشتش را بکند به دنیا... 

پاهایش را بغل کند و بگوید من دیگر بازی نمی کنم! 

 

غرور یعنی تو!

غرور یعنی تو! 

که می توان هزاران بار به خاطرت شکست!!! 

 

به خواسته ام رسیدم...

وقتی خواستم... 

به خواسته ام رسیدم... 

 

همراه...

وقتی گوشی همراه نداشت... 

مریضی می شد که همراه نداشت...! 

  

اردی بهشت...

من می توانم... 

من... 

من هنوز و هم چنان هم می توانم خودم را به خودم ثابت کنم! 

در این روزهای نورسیده و بهشتی اردی بهشت باز هم می توانم... 

 

و شاید سال ها بعد...

و شاید سال ها بعد بی تفاوت از کنار هم بگذریم... 

و من در دلم بگویم آن غریبه چقدر شبیه خاطراتم بود...! 

 

دست های تو...

سرم را نه ظلم می تواند خم کند نه دستم نه... 

سرم فقط برای بوسیدن دست های تو خم می شود!  

 

حواسم نیست...

به چشم هایت بگو نگاهم نکنند! 

بگو وقتی خیره ات می شوم سزشان به کار خودشان باشد!! 

نهکه فکر کنی خجالت می کشم! 

هرگز... 

حواسم نیست... 

عاشقت می شوم!!!